تبليغاتX

ماشیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت - توهم دينداري و جفاي به انقلاب اسلامي



انتشار نشريه‌اي از سوي مدعيان حمايت از دکتر احمدي‌نژاد، چند روز پس از بيمار خواندن مخالفان رئيس‌جمهور توسط استاد اخلاق هيأت دولت و همين‌طور سخنراني تند نماينده مدعي مدافع دولت و از آن‌سو، توهين هتاکانه به رئيس‌جمهور توسط فرزند يکي از علما و اظهارات برخي چهره‌هاي سياسي، نشان مي‌دهد که جامعه سياسي کشور همچنان به نصايح حکيمانه و هشدارهاي رهبر انقلاب در نهي از بي‌انصافي و بي‌بندوباري در نقد و سياه‌نمايي از عملکرد کشور بي‌اعتنا هستند.
با وارد شدن دولت نهم به ماه‌هاي پاياني مسئوليت خود، جريان تخريب بار ديگر اوج گرفته است؛ هم حاميان سياسي و رسانه‌اي دولت اعتبار و جايگاه رهبري را هزينه منافع سياسي کوتاه مدت خود مي‌کنند و هم مخالفان دولت نهم با سياه‌نمايي و مطلق نشان دادن ناکارآمدي دولت، عملا به تخريب جايگاه رهبري مي‌پردازند؛ روندي که قطعا به زيان منافع ملي ماست.
بديهي است که سطح رهبري در نظام نه تنها فراتر از جناح‌ها و جريانات سياسي است، بلکه حتي نبايد آن را در حد مصالح و منافع کوتاه مدت کشور کاهش داد؛ چرا كه افق جايگاه و اعتبار رهبري براي جامعه و نظام، سطحي بلندمدت و کلان است که در اين بازه زماني ممکن است جريانات سياسي و جناحي، دولت‌ها و مجالس گوناگون تأسيس و پايان يابد، اما اين رهبري است که در طول زمان ضامن حفاظت از کليت نظام وحفظ يکپارچگي کشور است؛ بنابراين هر گروه و جرياني که با پيوند زدن رهبري به يک جناح يا دولت و مجلس خاص قصد بهره‌برداري سياسي به نفع خود يا ضربه‌زدن به رقيب را داشته باشد، خيانتي جبران ناپذير مرتکب شده است.
به رغم آن که رهبري بارها با ترسيم مرزهاي انتقاد و تخريب، انصاف و بي‌انصافي، عقلانيت و بي‌تدبيري قصد داشته‌اند تا مسموميت و نااميدي را از فضاي پرمنازعه سياسي کشور بزدايند، باز هم دو جريان مذکور در مسير سابق خود حرکت مي‌کنند.
جريان نخست که در ميان هواداران و حاميان دولت جاي دارد، به جاي آن که قدردان اين حمايت‌ها بوده و به نقدهاي مشفقانه رهبري به دولت توجه کند، مي‌كوشد اين حمايت‌ها را بي‌چون و چرا تلقي کرده و از آن براي کسب منافع سياسي و پيروزي در انتخابات بهره‌برداري کند. جريان دوم نيز با پيوند زدن مشکلات و ناکارآمدي‌هاي موجود اقتصادي، سياسي و فرهنگي دولت نهم با رهبري، ناخواسته هزينه نارضايتي اجتماعي را به سوي جايگاه ولايت فقيه سوق دهد.
جالب اين که دوگروه مذکور به رغم همه تفاوت‌هاي ظاهري، فکري و عملي خود، در يک چيز مشترکند و آن هزينه کردن از اعتبار رهبري براي کسب منافع سياسي است. اما تأمل در ظرايف بيانات رهبري حکايت ديگري را بازگو مي‌کند. به طور نمونه در دو سخنراني مهم رهبر انقلاب در ديدار هيأت وزيران با ايشان در شهريور ماه گذشته و نماز جمعه تهران در ماه مبارک رمضان امسال، در کنار حمايت‌هاي صريح و به تعبيري بي‌سابقه از دولت نهم، انتقادات متعدد و باز هم بي‌سابقه‌اي از دولت مطرح کردند که در جهت رفع ضعف‌هاي قوه مجريه بود، بنابراين آيا مي‌توان از حمايت‌هاي بي‌سابقه رهبري از دولت سخن گفت، اما در مورد انتقادات بي‌سابقه ايشان از قوه مجريه سکوت اختيار کرد؟
نمونه ديگر تأکيد رهبري بر وجود انصاف در نقد و پرهيز از تخريب است که همزمان با تأکيد ايشان مبني بر منحصر نبودن پديده بي‌انصافي به يک گروه يا جريان بر تعميم آن به فضاي سياسي کشور اشاره دارد. اما هواداران دولت باز هم آن را به حمايت يکطرفه رهبري از دولت در برابر منتقدان مصادره کردند و مخالفان نيز آن را به انکار مشکلات و ناکارآمدي‌هاي دولت توسط رهبري تاويل نمودند. زماني که آيت‌الله خامنه‌اي بي‌انصافي و تخريب را به عنوان آفت امروز جامعه سياسي قلمداد مي‌کنند، از جايگاه رهبري به موضوع مي‌نگرند، نه به عنوان مدافع يک دولت يا جريان خاص سياسي و به همين خاطر ايشان هر نوع بي‌انصافي و تخريب را که بزرگنمايي خطاها و بي‌توجهي به نقاط مثبت دستگاه‌ها باشد نفي مي‌کنند، حال اين بي‌انصافي و تخريب از سوي مخالفان دولت باشد و خواه خود دولت نسبت به ديگران دچار بي‌انصافي شده و دست به تخريب بزند.
بنابراين هم تخريب دولت نهم از ديدگاه رهبري ناپسند است، هم تخريب دولت‌هاي گذشته توسط دولت نهم، هم بي‌انصافي نسبت به خدمات دولت نهم پذيرفته نيست، هم بي‌انصافي صورت گرفته نسبت به ساير قوا به ويژه مجلس هفتم و قوه قضاييه از سوي مسئولان دولتي. هم انکار نقاط مثبت دکتر احمدي‌نژاد از سوي مخالفان شايسته نيست و هم انکار نقاط مثبت رؤساي جمهور قبل از سوي رئيس‌جمهور فعلي. هم سياه‌نمايي عملکرد دولت نهم به مصلحت کشور نيست و هم سياه‌نمايي از عملکرد دولت‌هاي قبل با استفاده پي‌درپي از واژه 16 سال قبل به ويژه آن که اتفاقا اين 16 سال بخش عمده دوران رهبري آيت‌الله خامنه‌اي را تشکيل مي‌دهد. هم متهم کردن رئيس‌جمهور و مسئولان دولت نهم به خيانت و فساد ناشايست است و هم اتهام‌زني به مسئولان سابق کشور از سوي مقامات دولتي.
متاسفانه امروز در وانفساي مجادلات دو جريان مخالف و مدافع دولت، چيزي که فراموش شده، اعتبار و جايگاه رهبري نظام و اصل صيانت از منافع ملي و پيشبرد اهداف جمهوري اسلامي و آرمان‌هاي امام و رهبري است.
اگر به مواضع و عملکرد آيت‌الله خامنه‌اي در طول بيست سال رهبري ايشان بنگريم، مشاهده مي‌کنيم که تجليل‌ها و تاييدهاي به مراتب صريح‌تر و قوي‌تري از سوي ايشان نسبت به برخي مسئولان نظام بيان شده، اما هيچ‌گاه اين تعابير به مطلق قلمداد کردن و مصونيت از خطاي آن مسئول و پيوند زدن وي با جايگاه رهبري منجر نشده است. چرا امروز هم مدافعان و هم مخالفان دولت براي منافع سياسي خود اين‌گونه با جفا به رهبري سعي در هزينه کردن از اعتبار ولايت فقيه براي کسب منافع سياسي دارند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم بهمن 1387;ساعت 22:32;  توسط  درخشان;  |