هفت ماه زمان کمی نیست تا داوطلبان کاندیداتوری در انتخابات ریاستجمهوری دهم شال و کلاه کرده عازم گردنه سخت و نفسگیر بالاترین رقابت سیاسی در ایران شوند و از سوی دیگر، زمان زیادی هم نیست، چرا که هنوز بسیاری از نامزدها، خواهان روزها و شبهایی هستند که از گردنه تردید به درآمده و دل یک دله آمدن یا نیامدن کنند که همین خود زمانی چند ماهه را تلف میکند.
اما در همین فرصت متناسبالاجزاي کم و یا زیاد باقیمانده، باید ما مردمانی که قرار است رأی بدهیم و از صندوقهای سفید جادویی خود، مولودی سیاسی و مبارک را به بیرون آوریم، بیشتر به این بیندیشیم که چه کنیم تا روزگاری بهتر و رو به رشدي داشته باشیم؛ چه کنیم تا به تعبیر روایات اسلامی به گناه غفلت و حرمان نعمات الهی دچار نشده و امروزمان چونان دیروز و يا بدتر از آن نباشد؟ این پرسشی است که باید با پاسخهایی سنجیده آن را بدرقه کنیم تا با دست پر به ديدن بزرگترین نبرد سیاسی کشور برویم.
مشکلهایی که در دوره های گذشته انتخابات اعم از مجلس و ریاستجمهوری، پس از راهیابی کاندیداها به منصه ظهور رسید، چه بوده که هر بار بدتر از بار گذشته عبرت نگرفته و بر آن سنگ لغزیدیم؟
اصولا رئیسجمهور خوب و کارآمد چگونه باید باشد؟ آیا شخص برای تصدی پست عالیترین مقام اجرایی کشور، مهم است یا یک فکر؟ یک برنامه و مسلک؟
اینها اصلیترین قالبی است که باید برای پشت سر گذاشتن بیدغدغه راهی که هر ساله ـ به طور میانگین ـ در ایران پديد میآید، بايد به آنها توجه و وجدان خود و اطرافیان را درباره آنها بينياز کرد.
اما در همین فرصت متناسبالاجزاي کم و یا زیاد باقیمانده، باید ما مردمانی که قرار است رأی بدهیم و از صندوقهای سفید جادویی خود، مولودی سیاسی و مبارک را به بیرون آوریم، بیشتر به این بیندیشیم که چه کنیم تا روزگاری بهتر و رو به رشدي داشته باشیم؛ چه کنیم تا به تعبیر روایات اسلامی به گناه غفلت و حرمان نعمات الهی دچار نشده و امروزمان چونان دیروز و يا بدتر از آن نباشد؟ این پرسشی است که باید با پاسخهایی سنجیده آن را بدرقه کنیم تا با دست پر به ديدن بزرگترین نبرد سیاسی کشور برویم.
مشکلهایی که در دوره های گذشته انتخابات اعم از مجلس و ریاستجمهوری، پس از راهیابی کاندیداها به منصه ظهور رسید، چه بوده که هر بار بدتر از بار گذشته عبرت نگرفته و بر آن سنگ لغزیدیم؟
اصولا رئیسجمهور خوب و کارآمد چگونه باید باشد؟ آیا شخص برای تصدی پست عالیترین مقام اجرایی کشور، مهم است یا یک فکر؟ یک برنامه و مسلک؟
اینها اصلیترین قالبی است که باید برای پشت سر گذاشتن بیدغدغه راهی که هر ساله ـ به طور میانگین ـ در ایران پديد میآید، بايد به آنها توجه و وجدان خود و اطرافیان را درباره آنها بينياز کرد.
اما پاسخهایی که اشارهوار میتوان به این پرسشها داد تا مشخص شود در دور بعدی چه کسی بهترین خواهد بود، در ادامه میآید تا فضای این نوشتار تصویری از خواست خود ارايه کند.
*****
مستشرقان و جهانگردانی که از گذشتههای دور تا به امروز به ایران سفر کردهاند، همواره صفاتی را به عنوان توشه مشترک خود درباره ویژگیهای شخصیتی ایرانیان به همراه آورده و برشمردهاند که از مهمترین آنها، میتوان به احساسی بودن و عاطفی تصمیم گرفتن بيشتر ایرانیان اشاره کرد. البته آنان تعابیر نادرستی چون دمدمی مزاج بودن را به کار میبرند که به دلیل خلط مصادیق، منجر به چنین تعبیر موهنی شده است، وگرنه بهترین عبارت، همان غلبه احساسات و عواطف در تصمیمگیریهای جمعی ایرانیان بر اندیشه فردی و شعور عقلانی است.
این ويژگي به همان اندازه که میتواند منفی باشد، همان قدر خروجیهای مثبتی دارد که در جای خود باید به آن پرداخته و آن را حلاجی کرد.
با در نظر داشتن این مطلب که خود نیز کم و بیش بدان آگاهيم و از آن نالان(!) باید اذعان کرد که مهمترین نقیصهای که در رقابتهای انتخاباتی گذشته، جامعه را دچار آشوب سیاسی کرده و در هر دورهای، پيامدهاي ناگواری را ـ در صورت انتخاب نادرست ـ متوجه کشور کرده، همین پديده احساساتی بودن و شتابزده تصمیم گرفتن است.
در برخی دورهها، بغض و کدورت ناشی از عملکرد مدیران پيشين، دردسری دوباره و بدتر از گذشته به همراه داشته و در دورههایی نیز محبت بیش از اندازه بيشتر رأی دهندگان به شخص و یا مرامی خاص، موجب شده تا از چاه به در آمده و در چاله بیفتیم. هیچ گاه ـ در نزديك به همه موارد ـ پیش نیامده تا فارغ از حب و بغض و تأثیراتی که از همین بابت بر روان و رأی ما گذاشته میشود، به خود آمده و بپرسیم که آیا رئیسجمهور در چهار سال آینده بر روان و احساس ما حکومت خواهد کرد یا این که ما هم به مانند انسانهای دیگر، محتاج غذا، نان، اقتصاد، سیاست، فناوری و تکنولوژی هستیم؟ آیا کسی را که با مهر و غضب بر سر کار آوردهایم، با مهر و غضب ما را اداره خواهد کرد یا گزینههای دیگری از ابعاد گوناگون معیشتی، ما را نیز باید مد نظر قرار دهد؟
*****
به نظر میرسد عیب اساسی در این میان، این است که به دور از افراط و تفریط به مسائل نگریسته نشده و راه بینابین را در پیش نگرفتهایم.
بنابراين، به جای اینکه اسیر و بنده شخص و اشخاص شویم تا صرفا حضور شخصی ما را مجاب به شرکت و رأی دادن کرده و یا اینکه دلباخته یک جریان، مرام و یا مسلکی شدیم که با دیدن آثار آن جریان سیاسی و فکری در برخی کاندیداها، آنان را شایسته اعتماد خود بپنداریم، بهتر است، شخصی را بیابیم تا در عین مدیریت شخصی شفاف با سابقه ای روشن، بهینه و به دور از فساد در گذشته و هماكنون، تکیه بر مرام و برنامهای داده باشد که تا اندازهای، ولو در عرصه تئوریک و به دور از عالم واقع ، پاسخگوی پرسشگران و متفکران باشد.
چون تاکنون همیشه در چپ و راست این معادله متوقف ماندهایم، نتیجه این شده که هر دور را بدتر از گذشته میخوانیم و با گذر دورهای دیگر بر آن، همان مطعون و مطرود ما مبدل میشود به اوتوپیای حاکمیت، و به همین دلیل فضايل و مناقب بیشمار است که پشت سر هم برای همین دوران گذشته مردد بين تشویق و تنبیه، ردیف میکنیم.
تجربه سه دهه حکومتداری کفایت میکند که امروزه رو یه دیگری كنيم. گذشته به خوبی نشان داده که ظهور و افول یک شبه نامزدهای انتخاباتی، به همان اندازه که برای شلوغ کردن فضا و به اصطلاح بازار گرمی سیاسی میتواند خوب باشد، برای سردرگمی و سرگیجگی رأی دهندگان هم نسخه خوبی است.
باید ایدهآل رقابتهای انتخاباتی خود را به گونهای تعریف کنیم که هر نامزد و کاندیدای تازه و یا شناخته شدهای بنا بر قوانینی که همراه این تصمیم جمعی گرفته میشود، ملزم باشد که برنامهها و اهداف خود در را در صورت انتخاب شدن ارايه کند. این الزام اگر با صرف ارايه برنامه باشد، میتواند چونان گذشته، مغشوش شده و در چنگال عوامزدگی و عوامفریبی گرفتار آید. از همین روي، قانونگذاران باید چهارچوبی مناسب برای این هدف در نظر بگیرند که به این برنامههای مورد ادعا و تبلیغاتی، ضمانت اجرا و پیگیری ببخشند.
یعنی اگر نامزدی خارج از آنچه گفته و تبلیغ کرده، رفتار نمود و مشخص شد که تنها برای تخریب دیگر نامزدها و برد انتخاباتی، سخنانی را بر زبان رانده است، حتی اگر ساز و کاری برای عزل و پس گرفتن مقام از وی نباشد و یا پدید آوردنش سخت باشد، باید تدبیری اندیشیده شود که مرجعی مطمئن و بیطرف، به روشني و به دور از هر گونه چشمپوشي و مصلحتاندیشی، این لغزشها و انحرافات را به مردم اعلام کرده و با این کار، افکار عمومی را به بازخواست و مطالبه آنچه برایش رأی داده و به پای صندوقها رفتهاند، وادارند.
هر چند تحقق چنین چيزی آن هم در فضای سیاست زده کنونی بسیار سخت و تا اندازهاي غیر ممکن است، اما گام گذاشتن در روند رسيدن به این هدف، ابزاری است تا با آن مردم همیشه در صحنه ما هر روز بیشتر و بهتر از دیروز پای صندوق سفید جادویی حاضر شده و با تردستی شگفتانگیز خود، نامزدهای اصلح را روانه خانه حکومت و مدیریت کنند.
و یقینا با تحقق این مهم، هیچ شک و شبههای نمیماند در این که آن خوش اقبالی که از صندوقهاي سفید بیرون میآید، بدون شک، بهترین گزینهای ـ و لو به طور نسبی ـ خواهد بود که لیاقت بر تن کردن ردای مدیریت و تصدیگری را داشته است.
با این راه، به خوبی مشخص میشود که چه کسی بهتر است رئیسجمهور شود، نه با افزودن مقرراتی چون داشتن فوق لیسانس و پنج سال مدیریت اجرایی و سرشناس بودن و...! که در پايان، کولهباری از اندوختههای علمی و یا کارنامهای آكنده از نمرههای سیاه و سپید در مدیریت غیر کلان را به ارمغان خواهد آورد.
بنابراين، به جای اینکه اسیر و بنده شخص و اشخاص شویم تا صرفا حضور شخصی ما را مجاب به شرکت و رأی دادن کرده و یا اینکه دلباخته یک جریان، مرام و یا مسلکی شدیم که با دیدن آثار آن جریان سیاسی و فکری در برخی کاندیداها، آنان را شایسته اعتماد خود بپنداریم، بهتر است، شخصی را بیابیم تا در عین مدیریت شخصی شفاف با سابقه ای روشن، بهینه و به دور از فساد در گذشته و هماكنون، تکیه بر مرام و برنامهای داده باشد که تا اندازهای، ولو در عرصه تئوریک و به دور از عالم واقع ، پاسخگوی پرسشگران و متفکران باشد.
چون تاکنون همیشه در چپ و راست این معادله متوقف ماندهایم، نتیجه این شده که هر دور را بدتر از گذشته میخوانیم و با گذر دورهای دیگر بر آن، همان مطعون و مطرود ما مبدل میشود به اوتوپیای حاکمیت، و به همین دلیل فضايل و مناقب بیشمار است که پشت سر هم برای همین دوران گذشته مردد بين تشویق و تنبیه، ردیف میکنیم.
تجربه سه دهه حکومتداری کفایت میکند که امروزه رو یه دیگری كنيم. گذشته به خوبی نشان داده که ظهور و افول یک شبه نامزدهای انتخاباتی، به همان اندازه که برای شلوغ کردن فضا و به اصطلاح بازار گرمی سیاسی میتواند خوب باشد، برای سردرگمی و سرگیجگی رأی دهندگان هم نسخه خوبی است.
باید ایدهآل رقابتهای انتخاباتی خود را به گونهای تعریف کنیم که هر نامزد و کاندیدای تازه و یا شناخته شدهای بنا بر قوانینی که همراه این تصمیم جمعی گرفته میشود، ملزم باشد که برنامهها و اهداف خود در را در صورت انتخاب شدن ارايه کند. این الزام اگر با صرف ارايه برنامه باشد، میتواند چونان گذشته، مغشوش شده و در چنگال عوامزدگی و عوامفریبی گرفتار آید. از همین روي، قانونگذاران باید چهارچوبی مناسب برای این هدف در نظر بگیرند که به این برنامههای مورد ادعا و تبلیغاتی، ضمانت اجرا و پیگیری ببخشند.
یعنی اگر نامزدی خارج از آنچه گفته و تبلیغ کرده، رفتار نمود و مشخص شد که تنها برای تخریب دیگر نامزدها و برد انتخاباتی، سخنانی را بر زبان رانده است، حتی اگر ساز و کاری برای عزل و پس گرفتن مقام از وی نباشد و یا پدید آوردنش سخت باشد، باید تدبیری اندیشیده شود که مرجعی مطمئن و بیطرف، به روشني و به دور از هر گونه چشمپوشي و مصلحتاندیشی، این لغزشها و انحرافات را به مردم اعلام کرده و با این کار، افکار عمومی را به بازخواست و مطالبه آنچه برایش رأی داده و به پای صندوقها رفتهاند، وادارند.
هر چند تحقق چنین چيزی آن هم در فضای سیاست زده کنونی بسیار سخت و تا اندازهاي غیر ممکن است، اما گام گذاشتن در روند رسيدن به این هدف، ابزاری است تا با آن مردم همیشه در صحنه ما هر روز بیشتر و بهتر از دیروز پای صندوق سفید جادویی حاضر شده و با تردستی شگفتانگیز خود، نامزدهای اصلح را روانه خانه حکومت و مدیریت کنند.
و یقینا با تحقق این مهم، هیچ شک و شبههای نمیماند در این که آن خوش اقبالی که از صندوقهاي سفید بیرون میآید، بدون شک، بهترین گزینهای ـ و لو به طور نسبی ـ خواهد بود که لیاقت بر تن کردن ردای مدیریت و تصدیگری را داشته است.
با این راه، به خوبی مشخص میشود که چه کسی بهتر است رئیسجمهور شود، نه با افزودن مقرراتی چون داشتن فوق لیسانس و پنج سال مدیریت اجرایی و سرشناس بودن و...! که در پايان، کولهباری از اندوختههای علمی و یا کارنامهای آكنده از نمرههای سیاه و سپید در مدیریت غیر کلان را به ارمغان خواهد آورد.
نظرات كاربران:
▪ وقتي كه در دنيا انتخابات برگزار مي شود احزاب و افراد دنبال اين هستند تا خواسته هاي مردم را بفهمند و برنامه هاي خود را بر اساس رسيدن به آنها تنظيم كنند ، از طرفي فاكتور ها و شرح وظايفي براي روساِ جمهور وجود دارد كه مردم مي توانند عملكرد او را ارزيابي كنند بنابراين روسا جمهور از دو منظر در معرض قضاوت هستند : تحقق وعده هايي كه داده اند و انتظارات قانوني كه از آنها وجود دارد . در ايران مردم بجاي اينكه روي برنامه ها توجه كنند ، روي اشخاص توجه مي كنند و انتظار دارند كه او كارها را درست كند اما اينكه دقيقا" چه كارهايي را بايد درست كند و چگونه درست كند ، نامعلوم و محل اختلاف است . انتظار مردم براي عمل به وعده ها در انتخابات دور نهم پررنگ تر شد زيرا نامزد ها وعده هاي مشخص و قابل لمس دادند و آن وعده ها مورد مطالبه مردم هم بود ، بنابراين به فردي راي دادند كه اين خواسته ها را به زبان روشنتر و با ادبيات اوايل انقلاب بيان كرده و وعده تحقق آنها را مي داد . در انتخابات دوره دهم مطمئنا" نامزدها نه تنها مجبورند وعده هاي روشن و قابل لمس بدهند ، بلكه بايد راه و برنامه رسيدن به آنها را هم مشخص نمايند ، از طرفي مردم به اين نكته هم توجه خواهند داشت كه صرف داشتن نيت خوب و يا آرمان هاي مقبول كافي نيست و به توان اجرايي نامزدها هم توجه خواهند نمود اينگونه مردم هم بهتر مي توانند عملكرد دولت آينده را زير نظر گرفته و ارزيابي نمايند . در واقع نقش مردم و تاثير افكار عمومي در عملكرد دولتها رو به افزوني است و اين اتفاق مباركي است اما شرط اصلي وصول به آن كارآمد نمودن نهادهاي مردمي و خصوصا" امكان تبادل آزاد و راحت افكار و ايده ها از طريق روزنامه ها و راديو و تلويزيون است . بايد عملكرد مسئولين بقدري شفاف باشد تا آنها هميشه خود را در برابر ديدگان مردم و در معرض قضاوت و داوري آنها ببينند .
▪ با نظرات فوق كاملا"موافقم. ولي مگر با وجود مديراني كه فقط و فقط ،بله فقط دل نگران باختن در اين ماراتن بوده و دائم در انديشه ساختن دست آويزهاي گوناگون از بهانه اي به نام و با ظاهر قانون تا ديگر روشهاي مشمئز كننده كه چطور رقيب اصلي را از ميدان خارج كرده و خود يا دوستان و همپيالگي هايشان رداي اين رياست را به تن كنند تا از اين نمد خود نيز كلاهي بافته و بر سر زياده خواهيشان بگذارند؟؟مگر با اين اوضاع و احوال فعلي ميتوان اميد به انتخاباتي سراسر كه چه عرض كنم فقط اندكي معقولانه و فكورانه بر اساس مصالح ملي و منطبق با خواستهاي مردم و صد البته به دور از احساسات داشت؟مگر ميتوان به روزي فكر كرد كه شخص يا اشخاصي كانديد اين مبارزه شوند كه هم مي توانند و هم مي خواهند گرفتاريهاي اين مردم مظلوم كه ماشاءالله كم هم نيستند برطرف كرده و به آسايش فقط اندكي آسايش ملت بپردازند؟مگر ميتوان انتظار آن روزي را داشت كه ابراز عقيده بدور از هتك حرمت انسان ها (مثل همين نوشته )در سايتها و رسانه هاي عمومي ،مثل سايت تابناك بدون سانسور ميسر شده و دغدغه حذف و يا برخورد هاي ديگر با نظر و يا دهنده نظر را نداشت؟من كه معتقدم نميتوان ! حد اقل براي نسل ما و شايد چندين و چند نسل پس از ما...
▪ برخيها به هر دلیل نتوانسته اند به وعده ها عمل کنند و از این بدتر کشور را (در همه زمینه ها)به پایین تر از شرایط قبل از خود برده اند. این یک واقعیت تلخ است که من به عنوان یک بی طرف سیاسی اما عاشق نظام جمهوری اسلامی، شاهد آن هستم. اینکه چه کسی باید سکاندار دولت در دوره آینده باشد، پرسشی است که فقط با ارائه برنامه های منسجم و منطقی از سوی کاندیداها، پاسخ خود را خواهد یافت. این بار منتظر می مانیم تا مبتنی بر دغدغه های جنابعالی، کسی را برگزینیم که مبتنی بر جوّزدگی نباشد و پارامترهای احساسی در آن مداخله ننماید. به امید آن روز و سربلندی نظام اسلامی در همه زمینه ها.
▪ سيستم انتخاباتي ما بايد بگونه اي ساماندهي شود كه مردم با تعداد گزينه كمي رو به رو باشند. مطالعه برنامه هاي چند كانديدا براي مردم امكان پذير نيست و جنجال هاي تبليغاتي حقايق را در ذهن مردم وارونه مي نمايد. اگر پذيرفتيم كه در كشور دو جريان اصولگرا و اصلاح طلب وجود دارد، پس جريان اصولگرا با انتخابات درون تشكيلاتي خود به كانديدايي واحد برسند و جريان اصلاح طلب هم به كانديدايي واحد برسند و در يك تاريخ معيني اين دو جريان دو نفر را براي رقابت معرفي نمايند. در همه جاي دنيا اين اختلاف نظرها در درون تشكيلات واحد و يا جريانات واحد حزبي وجود دارد ولي در نهايت جمع بندي شده و بر اساس منافع حزبي افراد كنار گذاشته شده و يك نفر از ميان آنها معرفي مي شود. بايد ساير احزاب كوچكتر مسير ائتلاف را طي كنند.
▪ اینجانب با مطالعه نسبتا وسیع اتفاقات 10 سال اخیر ، قویا اعتقاد دارم که رئیس جمهور آینده باید یک فرد با خصوصیات اجرایی قوی ( از هر یک از جناح های موجود) باشد که بتواند از همه ظرفیتها و نیروهای کشور استفاده کند و در راه بازگرداندن غرور ایرانی و توجه به منافع ملی گام بردارد.
▪ دوستان عزیز! رئیس جمهور باید شناخت واقعی از مردم و مشکلات مملکت داشته باشد توان گفتمان و نصیحت پذیری از تمامی اقشار جامعه را داشته باشد و از تکروی و خودخواهی بر حذر باشد بداند که کوبیدن دولتهای پیشین و یا رقبای انتخاباتی خود اب در هاون کوبیدن است چیزی که در دولتهای ما نهادینه شده است
رئیس جمهور باید در جامعه امروز و در تصورات امروز زندگی کند
بنظر من فقط کسی می تواند به این مملکت خدمت کند که به سیستماتیک شدن امور کمک کرده و به سرانجام برساند تا اینکه روابط اثر کمتری داشته باشد و مردم بی واسطه به حق خود برسند. رئیس جمهور فقط باید در همان حیطه وظایفش کار کند و در کارهایی که مربوط به او نیست اظهار نظر نکند و برای دیگر کشورها و مردم خود خط و نشان نکشد. رئیس جمهور خوب را باید از کابینه اش شناخت!
مملکتی مثل ایران مستحق تجربه اندوزی در سطح وزیر عوض کردن یا توبیخ را ندارد
رئیس جمهور باید پس از انتخاب شروع به پیاده سازی شعارها و برنامه هایش بکند نه اینکه تازه شروع به تدوین برنامه یا یارگیری کند
رئیس جمهور خوب کسی است که خود قانون محور باشد و با احساسات با مردم سخن نگوید بلکه بر اساس همان قانون و عقل سخن بگوید
رئیس جمهور خوب کسی است که بتواند سخن خیرخواهانه را بشنود و واقعیات را همانطور که هست ببیند نه اینکه در خلاف جهت رودخانه شنا کند.
در مملکت ما لازم است همان قانونی را موجود است درست عمل کنیم و نگرانی از منافع شخصی ما را از مسیر درست منحرف نکند و انگونه قانون را مصادره نکنیم و برای ان بیش از منافع خودمان اولویت و ارزش قائل شویم هم در تایید یا رد صلاحیتها و هم در ایجاد امکان تبلیعات برای همه کاندیدا.
مشکل مملکت این است که عده ای برای زدودن نگرانی های خود تلاش می کنند که مسیر دیگری غیر از مسیر انتخاب واقعی پیموده شود غافل از اینکه باید دوباره از اینجا اغاز کرد
رئیس جمهور باید در جامعه امروز و در تصورات امروز زندگی کند
بنظر من فقط کسی می تواند به این مملکت خدمت کند که به سیستماتیک شدن امور کمک کرده و به سرانجام برساند تا اینکه روابط اثر کمتری داشته باشد و مردم بی واسطه به حق خود برسند. رئیس جمهور فقط باید در همان حیطه وظایفش کار کند و در کارهایی که مربوط به او نیست اظهار نظر نکند و برای دیگر کشورها و مردم خود خط و نشان نکشد. رئیس جمهور خوب را باید از کابینه اش شناخت!
مملکتی مثل ایران مستحق تجربه اندوزی در سطح وزیر عوض کردن یا توبیخ را ندارد
رئیس جمهور باید پس از انتخاب شروع به پیاده سازی شعارها و برنامه هایش بکند نه اینکه تازه شروع به تدوین برنامه یا یارگیری کند
رئیس جمهور خوب کسی است که خود قانون محور باشد و با احساسات با مردم سخن نگوید بلکه بر اساس همان قانون و عقل سخن بگوید
رئیس جمهور خوب کسی است که بتواند سخن خیرخواهانه را بشنود و واقعیات را همانطور که هست ببیند نه اینکه در خلاف جهت رودخانه شنا کند.
در مملکت ما لازم است همان قانونی را موجود است درست عمل کنیم و نگرانی از منافع شخصی ما را از مسیر درست منحرف نکند و انگونه قانون را مصادره نکنیم و برای ان بیش از منافع خودمان اولویت و ارزش قائل شویم هم در تایید یا رد صلاحیتها و هم در ایجاد امکان تبلیعات برای همه کاندیدا.
مشکل مملکت این است که عده ای برای زدودن نگرانی های خود تلاش می کنند که مسیر دیگری غیر از مسیر انتخاب واقعی پیموده شود غافل از اینکه باید دوباره از اینجا اغاز کرد
▪ کاش یک روز در ایران هم نامزدهای انتخاباتی با ارائه دقیق برنامه های خود برای موضوعات و مشکلات مختلف اقتصادی و غیره می پرداختند و به این روش به اثبات توانایی خود و یک رقابت اصولی دست میزدند و نه مانند گذشته فقط به زیر سئوال بردن زحمات دولتهای پیشین اکتفا کنند.
متاسفانه جندان هم دور از انتظار نیست که نامزدی که فقط وعده بدون پشتوانه اجرائی می دهد نتواند به کمترین وعده ها عمل کند. حل مشکلات اقتصادی و بیکاری مستلزم برنامه ریزی و فعالیت علمی و عملی است و اگر به نتیجه برسد مردم خود اثرش را بر سر سفره هایشان خواهند دید پس کاش مسئولین پیشین و آینده این فرصت را به مردم می دادند تا خود پیشرفت و بهبودی را درک کنند نه بر کار انجام نشده بر سر این ملت قدرشناس منتت بگذارند و یا با وعده های زیاد نتوانند توقع مردم را پاسخگو باشند.
متاسفانه جندان هم دور از انتظار نیست که نامزدی که فقط وعده بدون پشتوانه اجرائی می دهد نتواند به کمترین وعده ها عمل کند. حل مشکلات اقتصادی و بیکاری مستلزم برنامه ریزی و فعالیت علمی و عملی است و اگر به نتیجه برسد مردم خود اثرش را بر سر سفره هایشان خواهند دید پس کاش مسئولین پیشین و آینده این فرصت را به مردم می دادند تا خود پیشرفت و بهبودی را درک کنند نه بر کار انجام نشده بر سر این ملت قدرشناس منتت بگذارند و یا با وعده های زیاد نتوانند توقع مردم را پاسخگو باشند.
▪ اگر فضای انتخابات به شکلی باز و پاسخگو برای هم اصلاح طلبان و هم اصلولکرایان فراهم شود و در زمان بیان برنامه ها و دیدگاها فضا را بدون التهاب و عوامل مزاحم بسازیم فکر کنم مردم انتخاب برتر و کارآمد برای پست مهم قوه مجریه انجام خواهند داد.
▪ مهم برنامه کاندیداست-باید دید افراد چه ایده هایی میدهند که با واقیعیات امروز مطابقت کند- باید بدون احساساتی شدن به اشخاص رای داد-در ایران امروز مهمترین کاری که باید انجام شود مبارزه با فقر -بیکاری -و تورم است چون اینها اگر حل شود مطمعنا ریشه بسیاری از مشکلات خشکانده میشود-یادمان نرود عدالت زمانی شعار محسوب شود که با ایده های واقعی همراه باشد وکاندیدای محترم براساس واقعیات پا بع عرصه گذارد چون ریس جمهور وجدان بیدار مردم میشود وهمه از او انتظار کاری صادقانه دارند وگرنه باید در محضر حق جوابگو باشد-یا علی
▪ مهم برنامه کاندیداست-باید دید افراد چه ایده هایی میدهند که با واقیعیات امروز مطابقت کند- باید بدون احساساتی شدن به اشخاص رای داد-در ایران امروز مهمترین کاری که باید انجام شود مبارزه با فقر -بیکاری -و تورم است چون اینها اگر حل شود مطمعنا ریشه بسیاری از مشکلات خشکانده میشود-یادمان نرود عدالت زمانی شعار محسوب شود که با ایده های واقعی همراه باشد وکاندیدای محترم براساس واقعیات پا بع عرصه گذارد چون ریس جمهور وجدان بیدار مردم میشود وهمه از او انتظار کاری صادقانه دارند وگرنه باید در محضر حق جوابگو باشد-یا علی
▪ به نظرم این موضوع که بایستی هریک از کاندیداها در یک فرصت زمانی مناسب مثلا شش ماه بتوانند که برنامه های خودرا تهیه وارائه نمایند بسیار پیشنهاد خوبی است اما فضا را بایستی به گونه ای آمادذه نماییم که اگر یک کاندیدایی از قبل عنوان کرد که بناست در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند از سوی جریانهای مخالف تخریب و مورد هجمه قرار نگیرد .اینکه هریک از گروهها بنا به مصلحت تالحظات آخر کاندیدایی را معرفی کنند بیانگر فضای نامناسب سیاسی واجتماعی کشور است که نشات گرفته ازته نشست های ذهنی ما که میراث گذشته است وبایستی اصلاح شود والا درقانون اساسی ودیدگاههای مترقی بنیانگذار جمهوری اسلمی موضوع حفظ حرمت انسانها یک اصل اساسی است
▪ ▪ سيستم انتخاباتي ما بايد بگونه اي ساماندهي شود كه مردم با تعداد گزينه كمي رو به رو باشند. مطالعه برنامه هاي چند كانديدا براي مردم امكان پذير نيست و جنجال هاي تبليغاتي حقايق را در ذهن مردم وارونه مي نمايد. اگر پذيرفتيم كه در كشور دو جريان اصولگرا و اصلاح طلب وجود دارد، پس جريان اصولگرا با انتخابات درون تشكيلاتي خود به كانديدايي واحد برسند و جريان اصلاح طلب هم به كانديدايي واحد برسند و در يك تاريخ معيني اين دو جريان دو نفر را براي رقابت معرفي نمايند. در همه جاي دنيا اين اختلاف نظرها در درون تشكيلات واحد و يا جريانات واحد حزبي وجود دارد ولي در نهايت جمع بندي شده و بر اساس منافع حزبي افراد كنار گذاشته شده و يك نفر از ميان آنها معرفي مي شود. بايد ساير احزاب كوچكتر مسير ائتلاف را طي كنند.▪ اینجانب با مطالعه نسبتا وسیع اتفاقات 10 سال اخیر ، قویا اعتقاد دارم که رئیس جمهور آینده باید یک فرد با خصوصیات اجرایی قوی ( از هر یک از جناح های موجود) باشد که بتواند از همه ظرفیتها و نیروهای کشور استفاده کند و در راه بازگرداندن غرور ایرانی و توجه به منافع ملی گام بردارد.
▪ ای کاش روزی می امد که همه یاد میگرفتند که در خودشان ضعف ها ودر دیگران قوت ها راببیند
همه فکر میکنیم انچه من میگویم ومن میفهمم ومن میخواهم صحیح است وبرخالف ان غلط ونا صواب
همه پیاده شویم وباهم راه برویم نه تو کامل خوبی ونه دیگرانکه تودوستشان نداری بد
همه فکر میکنیم انچه من میگویم ومن میفهمم ومن میخواهم صحیح است وبرخالف ان غلط ونا صواب
همه پیاده شویم وباهم راه برویم نه تو کامل خوبی ونه دیگرانکه تودوستشان نداری بد
▪ رئیس جمهور خوب کسی است که يك مانيفست براي اداره درست و پيشرفت كشور داشته و خود قانون محور باشد و با احساسات با مردم سخن نگوید بلکه بر اساس همان مانيفست سخن بگوید و عمل نمايد. در صورت نياز اينجانب آمادگي كامل دارم تا آن مانيفست 20 ماده اي كوتاه را بنويسم.
▪ با سلام
با توجه به ضعف احزاب مدنی واینکه تعریف مشخص و دقیقی از انها وجود ندارد انچه امروزه اهمیت دارد انتخاب برنامه راهبردی یا همان برنامه استراتزیک است طوری که بر اساس دیدگاه های پیشرفته مدیریتی بتوان شاخص های معینی تولید کرد و مردم به عینه بتوانند با ارزیابی این معیار ها و شاخص ها بفهمند که منتخب انها در راستای خواسته های انها عمل کرده است یا خیر
به امید ایرانی اباد و سرفراز منطبق با اصول و معیار های اسلامی
با توجه به ضعف احزاب مدنی واینکه تعریف مشخص و دقیقی از انها وجود ندارد انچه امروزه اهمیت دارد انتخاب برنامه راهبردی یا همان برنامه استراتزیک است طوری که بر اساس دیدگاه های پیشرفته مدیریتی بتوان شاخص های معینی تولید کرد و مردم به عینه بتوانند با ارزیابی این معیار ها و شاخص ها بفهمند که منتخب انها در راستای خواسته های انها عمل کرده است یا خیر
به امید ایرانی اباد و سرفراز منطبق با اصول و معیار های اسلامی
▪ انتظار مردم از رئيس جمهوري حل مشكلات مردم است وگرنه همه نامزدهاشعارهاي خوبي مي دهند
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387;ساعت 22:17;
توسط درخشان; |

