تبليغاتX

ماشیفتگان خدمتیم نه تشنگان قدرت - ضرورت واهميت «ساده زيستى»، كارگزاران حكومتى اسلامي



 هم‏دردى زمام‏داران با گروه كم درآمد جامعه، در پرتو ساده‏زيستى

در جامعه‏اى كه ميان طبقه‏هاى گوناگون آن، فاصله معيشتى و اقتصادى وجود دارد، مسئولان و كارگزاران بايد با ساده‏زيستى، مرهمى بر زخم‏هاى گروه كم‏درآمد جامعه باشند.

اميرالمؤمنين على عليه‏السلام به عثمان بن حُنَيف، استاندار خود در بصره، (كه از ياران ويژه اميرالمؤمنين على عليه‏السلام است و در نهايت نيز به دست دشمنان آن حضرت شكنجه مى‏شود و به شهادت مى‏رسد) به خاطر شركت در ميهمانى يكى از جوانان ثروتمند بصره كه فقيران و ضعيفان از آمدن به آن ميهمانى محروم و تنها ثروتمندان در آن حاضر بودند، نامه اعتراض‏آميزى مى‏نويسد و از شركت ايشان در چنين ضيافتى به شدت گلايه مى‏كند؛ اگرچه خود استاندار، زندگى ساده و فقيرانه‏اى داشته است، با اين حال حضرت در نامه 45 نهج‏البلاغه چنين مى‏آورد:

پس از ياد خدا و درود اى پسر حنيف! به من گزارش دادند كه مردى از سرمايه‏داران بصره تو را به ميهمانى خويش فرا خوانده و تو به سرعت به سوى آن شتافتى؛ خوردنى‏هاى رنگارنگ براى تو آوردند و كاسه‏هاى پر از غذا پى‏درپى جلوى تو نهادند. گمان نمى‏كردم، مهمانى مردى را بپذيرى كه نيازمندان‏شان [از آن سفره] با ستم محروم و ثروتمندان‏شان بر سر سفره دعوت شده‏اند.(۱)

آثار و فايده‏هاى ساده زيستى

1. درك و لمس مشكلات و تلخى‏هاى زندگى فقيران و مستضعفان (كه همواره بيشترين افراد جامعه را تشكيل مى‏دهند) براى برقرارى بهتر و سريع‏تر عدالت در جامعه اسلامى.

حضرت على عليه‏السلام در نامه 45 نهج‏البلاغه مى‏فرمايد:

أَأَقْنَعُ مِن نَفْسى بِأَنْ يُقالَ هذا اميرُالمؤمنين و لا اُشارِكُهُمْ فى مَكارِهِ الدَّهْرِ أَو أَكونَ اُسوَةً لَهُم فى جُشُوبَةِ الْعَيْش.

آيا به همين رضايت دهم كه مرا اميرالمؤمنين خوانند و در تلخى روزگار، با مردم شريك نباشم و در سختى‏هاى زندگى، الگوى آنان نشوم؟!

مسئول و رئيسى در جامعه اسلامى مى‏تواند، عدالت را در حوزه فرمان خويش برقرار كند كه درد محرومان و تهى‏دستان را درك كرده و چشيده باشد، وگرنه آنان‏كه حتى از دور، دستى بر آتش نگرفته‏اند، چگونه مى‏توانند، بر مشكلات و نابسامانى‏ها چيره شوند.

اميرالمؤمنين على عليه‏السلام يكى از اصلى‏ترين دلايل پذيرش خلافت پس از 23 سال غصب خلافت از ايشان را، پيمانى مى‏داند كه خداوند از نخبگان جامعه گرفته است كه در برابر شكم‏بارگى و افسارگسيختگى ظالمان و گرسنگى و محروميت مظلومان سكوت نكنند.

بديهى است، كسى مى‏تواند به اين پيمان محكم الهى وفادار بماند كه خود، درد محرومان و بيچارگان را با عمق وجود كشيده و از سنخ آنان باشد.

چه حكيمانه گفته‏اند كه: «با دستمال آلوده نمى‏توان، شيشه كثيف را پاك كرد».

2. پرورش و اقناع حس هم‏دردى و برابرى با ديگران

انسان حتى اگر مسئوليت و مقامى در حكومت نداشته باشد، همواره نيازمند ارضا و اقناع نيازهاى فطرى خود است. يكى از اين نيازهاى فطرى، احساس هم‏دردى با همسايگان، و خويشان و ديگر اطرافيان اوست. اين حس هم‏دردى و برابرى، تنها با برابرى با آنها در معيشت، برطرف مى‏شود. اميرالمؤمنين على عليه‏السلام كه فطرت او از پاك‏ترين فطرت‏هاست، در نامه 45 در اين باره مى‏فرمايد:

اگر مى‏خواستم، مى‏توانستم از عسل پاك و از مغز گندم و بافته‏هاى ابريشم براى خود غذا و لباس فراهم آورم، ولى هيهات كه هواى نفس بر من چيره شود و حرص و طمع مرا وادار كند كه طعام‏هاى لذيذ برگزينم، در حالى كه در حجاز يا يمامه (منطقه‏اى در جنوب جزيرة العرب) كسى باشد كه به قرص نانى نيازمند باشد يا هرگز شكمى سير نخورد، يا من سير بخوابم و پيرامونم شكم‏هايى كه از گرسنگى به پشت چسبيده‏اند و جگرهاى سوخته دارند، وجود داشته باشد.

3. پرهيزكارى و فريفته نشدن به دنيا و دل نبستن به آن

آنان كه از اين دنيا، تنها به اندك آن رضايت داده‏اند و همواره كم‏خرج بوده‏اند، به راحتى از اين دنيا دل كنده‏اند. به تعبير زيباى اميرالمؤمنين على عليه‏السلام ، آنان كه سبك‏بارند، سريع‏تر و راحت‏تر به جهان ديگر گام مى‏نهند، آن جا كه مى‏فرمايد:

قيامت، پيش روى شماست و مرگ، در پشت سر، شما را مى‏راند. سبك‏بار شويد تا برسيد. همانا آنان كه رفتند، در انتظار رسيدن شمايند.

4. نزديك‏تر شدن مسئولان به مردم و ارتباط بى‏واسطه آنان با يكديگر

رسيدگى به مشكلات و امور محرومان و مستضعفان، همواره در صدر برنامه‏هاى رهبران دينى آگاه جامعه، يعنى پيامبران و اولياى الهى بوده است.

در جايى اميرالمؤمنين على عليه‏السلام مى‏فرمايد:

اللّه‏َ اللّه‏َ فى الطَّبَقَهِ السُّفلى مِنَ الَّذينَ لا حِيلَةَ لَهُم وَ المساكينَ والمحُتاجين و أهلِ الْبُؤسى و الزّمْنى.

خدا را خدا را، درباره طبقه‏هاى پايين و محروم جامعه كه هيچ چاره‏اى ندارند، زمين‏گيران، نيازمندان، گرفتاران و دردمندان.

اين شدت تأكيد، به خاطر آن است كه همواره نهضت‏هاى پيامبران و ائمه و فقيهان دينى با همراهى و جان‏فشانى همين طبقه از جامعه شروع شده و پيش رفته است و هر جا پاى عزيزترين و گران‏بهاترين سرمايه انسان، يعنى «جان» بوده، اين طبقه پيش‏قدم شده است و در عوض، سهم و بهره‏اى نيز براى خود نمى‏خواهند. برخلاف مستكبران كه همواره زياده طلب هستند و در هنگام سختى، حاضر نيستند راحت‏طلبى و تن‏پرورى خود را كنار بگذارند.

درباره اهميت ويژه رسيدگى به امور طبقه مستضعف، اميرالمؤمنين على عليه‏السلام در نامه خود به مالك اشتر، كه در واقع نامه امام به تمام زمام‏داران تاريخ است، از رودررويى مردم با مسئولان و از در ميان گذاشتن مشكلات‏شان با مسئولان بدون هيچ ترسى، سخن مى‏گويد و مى‏فرمايد:

بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص ده كه به تو نياز دارند تا شخصا به امور آنها رسيدگى كنى. در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده، فروتن باش و سربازان و ياران و نگه‏بانان خود را از سر راهشان دور كن، تا آنان بدون نگرانى در سخن گفتن، با تو گفت‏وگو كنند. من از رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله شنيدم كه بارها مى‏فرمود: «ملتى كه حق ناتوانان را از زورمندان، بدون اضطراب و لكنت زبان باز نستاند، به هدف و مقصود والاى خود نخواهد رسيد».

به راستى مسئولان در نظام اسلامى، اگر از شيوه زندگى عمومى محرومان و طبقه پايين جامعه خارج شوند، چگونه مى‏توانند، با مردم سخن بگويند و مشكلات و دردهاى مزمن و گرفتارى‏هاى عميق آنها را درك و لمس كنند؟! حتى اگر پاى صحبت آنان بنشينند، آنان با كسى كه از سنخ و جنس آنها نيست و نوع زندگى‏اش فرق مى‏كند، نمى‏توانند به راحتى و بدون هيچ اضطراب و لكنت زبانى سخنى بگويند و اگر هم بتوانند راحت صحبت كنند، با خود چنين مى‏گويند: سخنان ما تأثيرى ندارد، او با اين زندگى پر زرق و برق هرگز نمى‏تواند مشكلات و دردهاى ما را درك كند.(۲)

۱-پيام متن۱:ساده‏زيستى مسئولان، به گروه‏هاى كم درآمد جامعه بردبارى مى‏بخشد.

۲-پيام متن۲:تنها با ساده‏زيستى است كه مى‏توان، مشكلات مردم را درك كرد، با آنان هم‏درد و از دل بستگى به دينارها و به مردم نزديك شد.

منبع:ضرورت واهميت «ساده زيستى»، كارگزاران حكومتى اسلامي

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام مهر 1387;ساعت 18:50;  توسط  درخشان;  |