
دختر عمران درد بزرگي داشت...
بزرگترين، مطلوبترين و شيرينترين دردها...
درد عشقي كه تولد پيامآور توحيد و مهرباني را با خود به همراه داشت ...
براي اينكه از زخم زبانها و نگاههاي نارواي مردم قوم بني اسرائيل در امان باشد به سوي برآمدن آفتاب رهسپار بيابانهاي بيرون شهر شد به فرمان خدا از درخت نخلي خرمايي خورد و از آب بيرون آمده از زمين نوشيد و عيسي را به دنيا آورد، سه روز روزه سكوت گرفت و با كودكي در آغوش از بيابانهاي بيتالمقدس قدم به آبادي خود گذاشت و به سراغ بستگان خود رفت، هنگامي كه آنها نوزادي را در آغوش پاكدامنترين زن كه همواره آوازه تقوا و كرامتش زبانزد بيت المقدس بود ديدند در شك و ترديد با قضاوتي عجولانه زبان به ملامت و سرزنش مريم گشودند. پس مريم به فرمان خدا سكوت پيشه كرد و به نوزاد در گهواره اشاره كرد. مردم با تمسخر گفتند: چگونه با كسي كه در گهواره و كودك است سخن بگوييم؟ در آن زمان بود كه به اذن پروردگار عيسي بن مريم لب به سخن گشود و گفت: من بنده خدايم و او كتاب آسماني به من مرحمت كرده و مرا پيامبر قرار داده است...
دهان مردم از تعجب بازماند و به او ايمان آوردند.
و مريم كه به نداي خداوند، كه خطاب به او فرموده بود : «اي مريم خداوند تو را به كلمهاي از جانب خود كه نامش مسيح عيسي ابن مريم است فرمان ميدهد در حالي كه او در دنيا و آخرت آبرومند و از مقربان است...» لبيك گفته بود از اين امتحان بزرگ سربلند بيرون آمد.
و امروز پس از گذشت ساليان سال از تولد عيسي بن مريم مسيحيان سال نو ميلادي را با جشن كريسمس در روز تولد پيام آور توحيد و مهرباني آغاز ميكنند...
فرمودهاي از حضرت مسيح:
دوست داشتن كساني كه دوستمان ميدارند كار بزرگي نيست؛ مهم آن است كه آنها را كه ما را دوست ندارند دوست بداريم...

