منبع:آیة الله خامنهای، بیانات در دیدار كارگزاران نظام، 20/08/1381
1- اولین لازمه پذیرش اظهارات جدید حضرت آیتالله مصباح یزدی در مورد "اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست" این است که خود رییسجمهور از ولیفقیه كاملا اطاعت کند. وقتی تا همین اندازه هم با مشکلاتی (!) مواجه هستیم، از آن پایینتر که جای خود دارد.
2- دومين شرط، اين است كه رئيسجمهور كاملا در چارچوب قانون دستور دهد؛ كه در اين زمينه نيز با مشكلات زيادي درگير هستيم.
3- داستان انتقال اطاعت خداوند به ولی فقیه و ولی فقیه به رییسجمهور، آیا تا همین جا متوقف میشود یا ادامه دارد؟ آیا این پرتو نور به مراحل پایینتر مانند معاونین رییس جمهور و وزرا و پایینتر هم سرایت میکند؟ منطقاً و بر طبق این تئوری، این پرتو افکنی باید از بازوی اجرایی رهبری (تعیین رییس جمهور) تا پایین هم ادامه پیدا کند زیرا وزرا هم بازوی اجرایی رییس جمهور هستند. در این صورت مخالفت با یک وزیر و معاون وزیر هم، مخالفت با خداوند متعال تعبیر میشود.
4- نظر محترم حضرت آیتالله مصباح یزدی در خصوص دوران ریاست جمهوری آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی چه بود؟ آیا اطاعت از خاتمی و هاشمی را هم اطاعت از خداوند میدانستند. آنها هم از رهبری تنفیذ ریاست جمهوری گرفتند. تا آنجا که ما به خاطر داریم، ایشان مخالفتهای جدی نظر و عملی با ریاست جمهوری آقای خاتمی داشتند.
در مورد رییس جمهوری بعد از آقای احمدینژاد (که نمی دانیم چه کسی است) آيتالله مصباح چه اعتقادی دارند. آیا این نظریه پرتو افکنی صرفاً در زمان رییس جمهور فعلی صدق میکند؟ در این صورت تئوری مذکور فقط یک محدوده زمانی دارد.
5- این اظهارات و سخنانی که در چند هفته اخیر و پس از حوادث و تنشهای پس از انتخابات بیان شد و موضوع کهنه، مشروعیت مردمی و الهی ولی فقیه را مطرح کرد، چه مناسبت زمانی دارد؟ آیا این بیانات در مقطع کنونی که نیاز به آرامش فکری و روانی داریم و هرگونه جنجال و تشنج، بنفع تشنج آفرینان تمام میشود، چنين سخناني صحیح است؟
مرتبط:مصباح یزدی: اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست
2- مروری هر چند گذرا بر آرا و نظرات حضرت امام خمینی(ره) در زمینه شئون و اختیارات ولی فقیه، عدم تطابق این طرز تلقی از تنفیذ را با دیدگاه رهبر فقید انقلاب آشکار می سازد. در همین زمینه حضرت امام خميني(ره) می فرمایند: «اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت -علم به قانون و عدالت- باشد، بهپا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می باشد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است.»(3)
آيا از بیانات فوق چنین برداشت نمی شود: همان گونه که رسول اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) بر تمامی شئون "فرهنگی"، "سیاسی"، "اقتصادی"، "قضایی" جامعه نظارت تامه داشته اند، در دوران غیبت امام معصوم (ع)، اداره امور نظام اسلامی تنها از مجرای ولی امر صورت می پذیرد.
حضرت امام (ره) برای تبیین و تشریح بیشتر مسئله می نویسند: «امور حسبیه اموری است که به یقین می توان گفت شارع مقدس راضی به وانهادن آنها به حال خود نیست و حتماً باید مسئولی عهدهدار تصدی آن باشد... اموری نظیر "حفظ نظام اسلامی"، "پاسداری از مرزهای مهین اسلامی"، "حفظ جوانان مسلمان از گمراهی و انحراف" و "جلوگیری از تبلیغات ضد اسلامی" از روشن ترین مصادیق امور حسبیه به شمار می روند... این موارد نیز در دوران غیبت امام علیه السلام از جمله اختیارات فقیه خواهد بود.»(4)
امروزه حفظ نظام اسلامی، پاسداری از مرزهای میهن اسلامی، حفظ جوانان مسلمان از گمراهی و انحراف و جلوگیری از تبلیغات ضد اسلامی که از روشن ترین مصادیق امور حسبیه و تحت اختیار ولی فقیه ذکر شده اند، بخشی از مجموعه وظایف قوه مجریه را در بر می گیرد. این بدان معناست که پاره ای از اختیارات ولی فقیه در امور حسبیه به ریاست قوه مجریه واگذار می شود که به طور مشابه این مساله در مورد ریاست قوه قضائیه نیز صادق می باشد.
در مورد نقش و جایگاه قوه مقننه و مجلس شورای اسلامی در نظام اسلامی نیز دیدگاه حضرت امام(ره) چنین است:
«در حکومت اسلامی به جای مجلس قانونگذاری که یکی از 3 دسته (قوه) حکومت کنندگان را تشکیل میدهد، مجلس برنامه ریزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلامی برنامه ترتیب می دهد و با این برنامه ها کیفیت انجام خدمات عمومی را در سراسر کشور تعیین می کند.»(5)
در حقیقت بر طبق نظر امام راحل(ره)، شکل اصیل حکومت اسلامی، حکومتی ولایی است که نمونه های آن را در صدر اسلام و در دوران حکومت رسول اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) می توان جستوجو کرد، اما در عصر حاضر، با توجه به کثرت نفوس، گستردگی ارتباطات، پیچیدگی روابط اجتماعی، تنوع آرا و عقاید در حوزه اندیشه دینی و ضرورت مشارکت و حضور هر چه بیشتر مردم، حضرت امام(ره)، مصلحت اسلام را در آن یافتند که در شکلدهی و ایجاد نظام مقدس جمهوری اسلامی، ضمن برقراری قوای سه گانه، پاره ای از وظایف و تکالیفی که برعهده ولی فقیه می باشد، به 3 قوه مجریه، قضائیه و مقننه تفویض شود و در این بین، ریاست قوه مجریه و اعضای قوه مقننه با رجوع به آرای عمومی برگزیده مي شوند.
در واقع، ولی فقیه برای مشارکت امت در اداره امور اجرایی کشور و برنامه ریزی مربوطه، مراجعه به آرای عمومی، آن هم به شکل مدرن آن را مصلحت اسلامی یافته و به واسطه "حسن انتخاب مردم"، بخشی از اختیارات مطلقه خود را به رييس قوه مجريه تفویض می نماید. برخلاف نظر آقاي سعيد حجاريان، از آنجا که ولی فقیه در برابر خدا و امت مسئول ا ست، چنین تفویضی رافع مسئولیت نخواهد بود. در همین راستا، در تمامی احکام، تنفیذ رأی ملت از سوی رهبر، از دوره نخست ریاست جمهوری تاکنون، مسئله نصب رئیسجمهوری توسط رهبری به دلیل اقبال ملی و عزل وی در صورت تخطی از تعهدات ذکر شده است. البته هرچند این امر در قالب و شکل، با رابطه رهبر و رئیس سازمان صدا و سیما متفاوت است اما از آنجا که طبق نظر حضرت امام(ره) همگی منبعث از اختیارات مطلقه ولی فقیه است، گویی تکالیف و وظایف رهبری در ظروف مختلف قرار می گیرند.
پینوشتها:
1 و 2- سعيدحجاريان-جمهوريت، افسون زدايي از قدرت؛ انتشارات طرح نو 1379؛ صفحه 376
3، 4 و 5- كتاب ولايت فقيه حضرت امام خميني(ره)
بعد از آن نوبت به پيشنهاد كانديداهای عضويت در كميسيون رسيد. افرادی پيشنهاد شدند از جمله آقای رئيسجمهور (آيتاللهالعظمی خامنهای) كه در آن موقع از اعضای خبرگان بودند. وقتی نام ايشان برده شد برخاستند و گفتند با شرطی كه شما كردهايد عضويت من ممكن نيست. امام(ره) در حكم و تنفيذ رياست جمهوری اينجانب مرقوم فرمودهاند براساس اعتمادی كه مردم به شما كردهاند شما را به رياست جمهوری كشور ايران منصوب میكنم.
اما چرا امام(ره) از مسئلهی تنفيذ در قانون اساسی و مراد و منظور خبرگان قانون اساسی را به نصب تعبير فرمود؟ برای احتراز از نارسائی لفظ تنفيذ؛ زيرا مسلّماً منظور خبرگان مغايرت مسلّمات آيات قرآن و سيرهی انبياء نيست. تمام انبياء در يك كلمه هرجا گفتند "اتقواالله" بلافاصله گفتند "واطيعون"، اطاعت مطيع خداوند، اطاعت خداوند است. فرستادگان الهی چه به صورت انبياء، چه به صورت اولياء و چه به صورت اوصياء. اوصياء همه منادی "اتقواالله" و "اطيعون" هستند. بدون وجود آنها حجّت تمام نمیشود چون میگويند "لَولا ارسلت اِلينا رَسولاً مُنذراً و اقمت لَنا علماً هادياً فنتبع آياتك مِن قَبل ان نذل و نخزی"
اگر دعوت با طاعت مجتهد عادل نباشد، دعوت با طاعت جاهل ظالم و خالی ماندن عرصه برای قيام او قطعی است و اين همان ولايت طاغوت است كه همهی انبياء به كفر به آن دعوت نمودهاند.
اگر رئيسجمهور منصوبِ ولیفقيه نباشد، منصوبِ مردم هم نخواهد بود زيرا مردم به خبرگان رأی دادند و خبرگان مجتهد عادلی را برگزيدند. او وليّ منتخب مردم است و حكمش نافذ است. مردم با واگذاری حكم به مجتهد عادل، امر را به او تفويض كردهاند. وقتی مجتهد عادل، رئيسجمهور را منصوب كند، باز به رأی مردم تكيه شده است. مردم رئيسجمهور را برای ادارهی امورشان میخواهند. ولیفقيه قبلاً برای ادارهی امور از ناحيهی مردم به خبرگان و از خبرگان به وی واگذار شده است. مردم كار خودشان را كردهاند و جای خالی باقی نگذاشتهاند كه نصب جديدی صورت بگيرد. برای احتراز از خيال تشريفاتی بودن امر تنفيذ، امام(ره) واژهی نصب را به كار بردند.
پس رئيسجمهور منصوب از رهبر است. رهبر منتخب خبرگان و خبرگان منتخب مردم. پس رئيسجمهور با اين سلسلهمراتب منتخب مردم میشود، رسماً و قبلاً بهوسيلهی آراء مردم به مقام شأنيت و اهليت رسيده بود. رأی مردم رأی تمايل بود. رسميت و مشروعيت و نفاذ، نتيجهی نصب ولیفقيه است. "مَجاری الاُمور بيَد العُلماء"
ممكن است كسی اطلاق ولايت را عجيب بداند و اينكه مقام كلمه مثل فصلالخطاب باشد. پاسخ اين تعجّب اين است كه بدون اطلاق ولايت و وجود مقام كلمةالفصل و فصلالخطاب، هيچ نظام، چه اسلامی و چه غير اسلامی تحقق پيدا نمیكند. نه تنها حكومت و مملكتداری، كه يك بازی ساده بدون ولايت مطلقه بازی نمیشود. بازی بدون داور نمیشود. اگر مافوق داور، داوری گذاشتيم بايد مافوق آنها داور ديگری باشد و اگر لازم نيست پس همان داور بايد قولش و عملش حرف آخر را بزند. به همين دليل میگوييد داور خطا را نگرفت. وقتی میپرسند چرا نگرفت، میگوييد نگرفت كه نگرفت. اگر بخواهد پاسخگو باشد امنيت ندارد و قبول داوری نمیكند. اما دربارهی ولیفقيه میگوييم كه اگر يك لحظه استبداد كند ولايت او قطع میشود.
منبع: khamenei.ir
یالثارات که تیتر یک این هفته خود را به ارزیابی حوادث اخیر در دولت اختصاص داده و عنوان «آقای احمدی نژاد! از مردم عذرخواهی کنید»را انتخاب کرده در سرمقاله خود نیز آشکارا به رئیس جمهور هشدار داده است: «اگر چنین رویهای ادامه پیدا کند و تکرار شود از شما میخواهیم رأی ما را پس بدهید، چون رأی ما به فرد نبوده بلکه رأی به آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و خط ولایت مطلقه فقیه بوده و اگر غیر از این باشد، قاطعانه از حضرتعالی میخواهیم این رأی را پس بدهید».
متن کامل سرمقاله هفته نامه یالثارات با عنوان سخنی با رئیس جمهور منتخب بدین شرح است:
در هفتههای اخیر و پس از فروکش کردن جنجالهای انتخاباتی میرحسین و کروبی این بار و در کمال تعجب با جار جنجالهای دکتر محمود احمدینژاد روبهرو بودیم.
از اعلام معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی و تأکید و اصرار فراوان بر ماندن او بر این سمت تا نامه تذکرآمیز مقام معظم رهبری به رئیس جمهور و پس از آن اقدام به عزل فلهای چند تن از وزیران مقتدر و توانمند کابینه (که به غیر از برکناری وزیر اطلاعات، به خاطر مسائل حقوقی عزل سه وزیر دیگر عملی نشد)؛ همه و همه از تنش و تشنج سیاسی کابینه نهم حکایت دارد.
اما در این کش و قوسهای غیرمنتظره که گفته میشود همگی بر سر انتصاب مشایی و انتقاد وزیران مذکور در این باره رخ داده باید گفت که متأسفانه انتظارات مردم ولایتمدار و امت حزبالله از رئیسجمهور که تصور میشد در خط ولایت مطلقه فقیه و گوش به فرمان رهبری است برآورده نشده و در کمال تأسف باید پذیرفت که جناب آقای احمدینژاد در مواردی مهم و حساس راه را به بیراهه رفته و اگر چنین رویهای توسط رئیس جمهور ادامه پیدا کند بسیاری از امیدها از دولت دهم به یأس و ناامیدی مبدل خواهد شد.
با این حال شاه کلید تمامی این جنجالهای اخیر رحیممشایی است. دفاع غیرقابل توجیه آقای احمدینژاد از ایشان تا حدی که دستور صریح رهبری به مدت یک هفته زمین بماند و سپس حذف و عزل وزیران اصولگرا و ولایتمداری همچون آقایان صفار هرندی و محسنیاژهای از کابینه آن هم درست در زمانی که کمتر از هشت روز تا پایان عمر دولت نهم باقی است این شائبه را در میان هواداران آقای احمدینژاد ایجاد میکند که گویا رئیس جمهور منتخب که تا دیروز ذوب در ولایت بود، امروز ذوب در مشایی است! و برای دفاع از ایشان حتی حاضر است دستور صریح مقام ولایت را زمین بگذارد!! و به راستی آقای احمدینژاد در مشایی چه چیزی را ملاحظه فرموده که حاضر است برای سلامتی سر مبارک ایشان اینچنین هزینههای سنگینی را به نظام و انقلاب تحمیل کند؟
آیا جرم صفار هرندی غیر از این بود که عاشقانه دل به مقام ولایت سپرده بود و در جمع یاران همراه دولت به رئیس جمهوری که خط قرمز ولایت را بنا به دلایل غیر قابل قبول نادیده گرفته بود، تذکری دوستانه و از سر دلسوزی داد؟ آیا چنین اقدامی از آقای دکتر احمدینژاد پذیرفتنی است؟ رئیسجمهوری که قرار بوده و هست مدافع راستین خط ولایت مطلقه فقیه در ایران اسلامی باشد و زمینه ظهور امام عصر(عج) را فراهم نمایند، امروز اما در چرخشی آشکار و گردشی محسوس آنچنان عاشق و دلبسته مشایی شده که حتی حاضر است سربازان وفادار ولایت را به جرم انتقاد از یک مهره ناخوانده در کابینه عزل کند و فرمان نایب امام زمان (عج) را نادیده بگیرد.
گرچه عزل و نصب مدیران از اختیارات رئیس جمهور است اما حذف مدیران توانمند و ولایتمدار آن هم به جرم دفاع از خط ولایت دیگر جزء اختیارات هیچ مقامی حتی رئیس جمهوری نیست.
در اینجا لازم است سختی با آقای احمدینژاد داشته باشیم و بگوییم که آقای رئیس جمهور! ما به شما رأی دادیم و معیار این انتخاب نیز ولایتمداری مطلق و بی چون و چرای شما بود اما اینک میبینیم که حضرتعالی در هفتههای اخیر کارهایی کردید که ولایتمداری خود را با علامت سوال و تعجب فراوان روبهرو نمودید.
انتصاب مشایی و دفاع شما از ایشان، حذف وزیرانی که در ولایتمداری آنان هیچگونه شک و شائبهای نیست آن هم به جرم طرفداری از ولایت و گوشزد کردن رعایت دستورات مقام معظم رهبری به جنابعالی، تعلل غیرقابل توجیه در اجرای فرامین رهبر، این احتمال را قوت میبخشد که خدای ناخواسته عشق و علاقه وافر به یک عنصر همچون مشایی را به عشق به ولایت ترجیح دادهاید ـ گرچه امیدواریم که چنین نباشد ـ ولی آقای احمدینژاد خدمت شما عرض میکنیم که اگر چنین رویهای ادامه پیدا کند و تکرار شود از شما میخواهیم رأی ما را پس بدهید، چون رأی ما به فرد نبوده بلکه رأی به آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و خط ولایت مطلقه فقیه بوده و اگر غیر از این باشد، قاطعانه از حضرتعالی میخواهیم این رأی را پس بدهید.

رئیس مجلس خبرگان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای را شخصیتی نواندیش و پیشرو در عموم مسائل و همچنین امید خود در مدیریت مشکلات مختلف خواند و گفت: تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام ، انصافا ظلمی بزرگ و ناحق در مورد انقلاب اسلامی است و آنچه که این روزها مورد اختلاف است مربوط به انتخابات و عوارض آن است .
آیت الله هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه در دیدار جمعی از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران با ایشان با تبریک اعیاد مقدس شعبانیه، نخبگان و استادان دانشگاهی و مراکز علمی و خانواده های آنان را از جمله دلسوزان و عاشقان واقعی و با بصیرت انقلاب و نظام اسلامی و تاثیرگذار در جامعه توصیف کرد و گفت: توجه به دغدغه ها و دیدگاههای ارشادی و انتقادی و شنیدن حرفهای این قشر می تواند برای پیشبرد اهداف انقلاب و رفع مشکلات و تنگناهای جامعه مفید باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابراز تاسف از فراهم شدن بهانه برای دشمنان خارجی انقلاب و سم پاشی رسانه های وابسته به آنان در مورد زیر سئوال بردن دستاوردهای انقلاب اسلامی و مدیریت کشور گفت: اشتباه یک حزب، فرد، گروه و جریان قابل جبران است ولی اگر انقلاب و نظام خدای ناکرده زیر سئوال برود اصلاح آن مشکل خواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به سابقه پنجاه ساله دوستی خود با رهبری معظم انقلاب و شناخت کامل از ایشان در مقاطع مختلف مبارزه، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی گفت: ایشان شخصیتی نواندیش و پیشرو در مسائل مختلف هستند و تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام، انصافا ظلمی بزرگ و ناحق در مورد انقلاب اسلامی است و آنچه که این روزها مورد اختلاف است مربوط به انتخابات و عوارض آن است که اگر این اختلافات حل شود نزاع موجود تمام خواهد شد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با توجه به جهان بینی، ایدئولوژی، فلسفه و احکام و اصول مترقی و پیشرفته مکتب اسلام گفت: با شناختی که از محتوی غنی اسلام داریم این مکتب پیشتاز مردمی کردن حکومت بوده است و اسلام برای هر دوره و عصری برنامه عملی و اجرایی متقن و خاص دارد.
رئیس مجلس خبرگان با استناد به قرآن کریم و سیره عملی پیغمبر(ص) و حضرت علی(ع) در مواجهه با منتقدین و شنیدن حرفهای حق دیگران گفت: یکی از افتخارات مکتب اسلام و قرآن انتقادپذیری و پایبندی به اصول قانونی است که باید در نظام اسلامی این امر مهم نهادینه شود.
وی به افزایش سطح آگاهی و دانش جامعه بویژه قشر عظیم تحصیلکرده دانشگاهی به خصوص خانمها اشاره کرد و افزود: آگاهی کم سابقه ای که در مردم ایران اتفاق افتاده ایجاب می کند سطح مدیریتهای جامعه نیز متناسب با این آگاهی و قانع کننده باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حقیقت طلبی و ظلم ستیزی را منطبق بر فطرت انسان و سازگار با عمق و ریشه اسلام ذکر کرد و گفت: باید مبلغان آگاه و صحیحی برای اسلام باشیم.
وی با توجه به شرایط مناسب و خوب جغرافیایی و طبیعی ایران گفت: با مدیریت صحیح می توانیم الگوی مناسبی از اسلام به صورت عملی به دنیا ارائه دهیم و امید داریم با حل مسائل زودگذر از مرحله کنونی به خوبی عبور کنیم. امید من به رهبری است که با توجه به افکار و تجربه خودشان برای حل مشکلات جاری اقدام کنند و نظر خود من برای حل کوتاه مدت همان پیشنهاداتی است که در نماز جمعه مطرح کردم. اینجانب بارها از زبان رهبری معظم شنیده ام که فرمودند: اینها که به آسانی مردم را به زندان می برند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند چنین نمی کردند.
در این دیدار پیش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی 5 نفر از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران به نمایندگی از استادان حاضر در جلسه به ارائه دیدگاهها و نظرات خود در مورد مسائل روز جامعه پرداختند.
رهبر انقلاب اسلامی هدف از برگزاری اینگونه نشستها و مسابقات قرآنی را نزدیک شدن به قرآن بیان کردند و با اشاره به اینکه بهره ما از تلاوت قرآن نباید فقط بهره در مجلس و گوش و چشم باشد بلکه دل ما نیز باید از تلاوت قرآن بهره ببرد، تصریح کردند: قرآن برای عمل کردن، فهمیدن و اندیشیدن است و هر مقداری که به قرآن عمل کنیم همان قدر اثر آن را خواهیم دید.
ایشان وعده نصرت خدای متعال را به مؤمنین حتمی برشمردند و با اشاره به اینکه اگر به شرایط تحقق وعده الهی و دستورات قرآن عمل کنیم، در عرصه زندگی، وعده الهی را خواهیم دید خاطر نشان کردند: امروز دنیای اسلامی تشنه عمل به قرآن است و قرآن باید معیار و محور معرفت و عمل ما باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای به تلاش دشمنان اسلام و قرآن برای ضربه زدن به اتحاد اسلامی و بدبین کردن دلهای امت اسلامی نسبت به یکدیگر اشاره کردند و افزودند: دشمنان اسلام با خدعه و نیرنگ می گویند که با قرآن مخالفتی ندارند اما با آنچه که محور تربیت و تعلیم قرآنی است مخالف هستند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وحدت و یکپارچگی ملت ایران خاطرنشان کردند: معنای اتحاد و اعتصام به حبل الله این است که در اصول همدل باشیم هرچند ممکن است در برخی از فروع با هم اختلاف داشته باشیم و این مطلقاً مانع وحدت و اتحاد نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای با توصیه به مراقبت در گفتار و پرهیز از ایجاد اختلاف افزودند: رد و طرد دیگران بطور مطلق بر سر مسائل درجه دوم مصلحت نیست و همه باید برای ساختن کشور برادرانه کمک و همکاری کنند.
ایشان با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر خاطرنشان کردند: این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود ضمن آنکه نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی همگان را به رعایت انصاف در عمل و گفتار دعوت کردند و با اشاره به سفارش خداوند متعال در قرآن به رعایت انصاف و عدالت حتی در برخورد با دشمنان خاطرنشان کردند: در نظام جمهوری اسلامی همه ضمن اعلام پایبندی خود به اصول، و با سلایق مختلف در کنار هم باشند.
ایشان اختلاف سلیقه را امری طبیعی دانستند و با اشاره به اینکه اختلاف سلیقه در همه دورانهای مختلف وجود داشته است افزودند: اگر این اختلاف سلیقه ها و برداشتها با هوای نفس مخلوط شد کار خراب می شود بنابراین باید ملاحظه کرد کجا اختلاف سلیقه براساس هوای نفس و کجا براساس احساس تکلیف است.
حضرت آیت الله خامنه ای دقت در عمل به تکلیف و رعایت تقوا یعنی تلاش و مراقبت برای انجام وظیفه را موجب لطف و فضل الهی دانستند و خاطرنشان کردند: در احساس تکلیف هم، دقت لازم است تا قدم از دایره تکلیف آن طرف تر نگذاشت و زیاده روی نکرد .
رهبر انقلاب اسلامی در پایان با اشاره به ضرورت تلاش برای عمل به وظایف و رعایت تقوا افزودند: بحمدالله تا امروز لطف و مدد الهی شامل حال ملت ایران بوده است.
درحالی که برخی سایت های خبری از مناقشه لفظی وزیران اطلاعات و ارشاد و کار با احمدی نژاد بر سر معاون اولی مشائی خبر می دهند خبرنگار جهان به ابعاد تازه تری از این ماجرا دست پیدا کرد.
براساس این گزارش، پس از آنکه در جلسه روز گذشته هیات دولت اکثریت وزیران به انتقاد از احمدی نژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشائی پرداختند رئیس جمهور اعلام می کند که به این شبهه ها پاسخ خواهد داد. در همین حال به دلیل بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشائی و فضای متشنج هیات دولت سبب می شود تا احمدی نژاد تنفسی چند دقیقه ای را برای ادامه جلسه هیات دولت به وزرا اعلام کند.
پس از بازگشت ازتنفس در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفاف سازی احمدی نژاد و پاسخ شنیدن از چرایی تعلل وی در برکناری مشائی بودند به ناگاه در کمال تعجب مشاهده می کنند که احمدی نژاد جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشائی به عنوان معاون اول خود سپرده است و با این کار به وزرای منتقد مشائی پاسخی عملی درباره کیفیت حمایتش از مشائی داده است.
این در حالی است که وزرای کابینه نهم بامشاهده چنین اقدام توهین آمیزی در اقدامی هماهنگ دست به ترک جلسه هیات وزیران زده و موجبات ریاست مشائی بر صندلی های خالی را پدید می آورند!
