مقدمه: انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
ادامه مطلب...
اسلام به عنوان آخرين و كاملترين دين الهي براي نجات بشريت از گمراهي و جهل، توسط پيامبراكرم(ص) به بشريت عرضه شد. اما از آنجا كه روشنگري و آگاهي بخشي آن موجب ميشد تا مردمان از بردگي خلاصي يابند، همواره دشمنان دين براي نابود كردن آن تلاش كرده و با انواع ترفندها، از آغاز نبوت پيامبر تا امروز قصد داشتند با ايجاد تفرقه بين مسلمين از اشاعه و رشد اسلام جلوگيري نمايند. در اين ميان مهمترين و بزرگترين دست آويز مخالفان حقيقت، بحث شيعه و سني و اختلاف ميان اين دو مذهب از مسلمانان است. بنابراين لزوم حفظ وحدت ميان مسلمين از جمله اموري است كه همواره از سوي بزرگان و رهبران مذهبي مسلمان مورد توجه قرار گرفته است.
حقيقت مفهوم «وحدت» و به عبارت صحيحتر «اتحاد» آن است كه با حفظ عقايد قطعي و مسلم خود، در مقابل دشمن مشترك موضع واحدي داشته و از او غافل نباشيم.[1] شهيد مطهري(ره) قائل است وحدت اسلامي متوقف بر اين نيست كه فرق و مذاهب از ميان برود.[2]
ادامه مطلب...
اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حكم تو ذرات در سجود
اى میر عسكرى لقب اى فاطمى نسب
آن را كه نیست مهر تو از زندگى چه سود
علمت محیط بر همه ذرات كاینات
فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود
تاریخ تابناك حیاتت، گر اندك است
بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود
عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو
زنگار كفر از دل نصرانیان زدود
این افتخار گشته نصیبت كه از شرف
در خانه تو مصلح كل دیده برگشود
اى قبله مراد كه در بركة السّباع
شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود
قربان دیده اى كه به بزم تو فاش دید
جاى قدوم عیسى و موسى و شیث و هود
قرآن ناطقى تو و قرآن پاك را
الحق مفسّرى، ز تو شایسته تر نبود
دشمن بدین كلام ستاید ترا كه نیست
در روزگار، چون تو به فضل و كمال و جود
شادى به نزد مردم غمدیده نارواست
جان ها فداى لعل لبت كاین سخن سرود
مدح شما، ز عهده مردم برون بود
اى خاندان پاك كه یزدانتان ستود
از نعمت ولاى شما خاندان وحى
منّت نهاد بر همگان، خالق و دود
اى پورهادى، اى حسن العسكرى ز لطف
بپذیر، از «مؤید» دلخسته این درود
مؤید
سیادت، تجسم رأفت و رأفت مجسم، حضرت ثامن الحجج
علی بن موسی الرضا علیه السلام،راتسلیت عرض می کنم
هنگامی که حضرتش این جهان فانی را وداع گفت اعراب که به سختی جهان خارج از قوم و قبیله شان را می شناختند سر از خواب غفلت برداشته و به فتح جهان چشم دوخته بودند؛ اعرابی که بسیاری از آنان خواندن و نوشتن نمی دانستند و برای حفاظت از میراث فرهنگی قوم خود به حافظه نیرومندشان امیدوارتر بودند تا به کتاب و کاغذ و قلم، 80 سال بعد از وفات پیامبر اکرم(ص)، در خاک اسپانیا با مسیحیان می جنگیدند و در آن سامان مسجد و مدرسه می ساختند.
نکات بسیاری را می توان به عنوان میراث فرهنگی و عقیدتی پیامبر عظیم الشان برشمرد که هر کدام از این موارد خود به تنهایی محور تحقیقات، کتب و رسالات فراوان بوده است و خواهد بود. با این حال، یکی از مهم ترین نکاتی که شاید در بسیاری از مواقع نادیده گرفته شده باشد آرامش و صبوری پیامبر(ص) در برخورد با سختی ها و مشکلات و نکته سنجی ایشان در برخورد با مخالفان بود. با اندک تاملی در تاریخ صدر اسلام می توان دریافت که مشکلاتی که بر سر راه پیامبر(ص) قرار گرفتند، بی سابقه و نیز تکرارناشدنی است. رفتار ایشان در برابر کفار که بسیاری از آنان اقوام و نزدیکان آن حضرت بودند، نشان می دهد صبر و تحمل و نیز درک درست از شرایط روزگار اگر مبتنی بر احترام متقابل باشد سرسخت ترین دشمنان را نرم می سازد. نمونه مناسب این رفتار را می توان در برخورد پیامبر(ص) با ابوسفیان یافت که به رغم دشمنی حیرت انگیز با ایشان، در نهایت در برابر اسلام سر فرود آورد.
ما مسلمانان که خود را پیرو آیین پاک محمد می دانیم باید دین خود را به آیین پاک و پیامبر بزرگوارمان ادا کنیم و بر این اساس، رفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما می تواند آینه عقاید و افکار ما باشد. تاریخ زندگانی حضرت محمد(ص) نشان می دهد ارزش ها و اهداف چگونه باید در زندگی ما با یکدیگر تلفیق شوند بدون آنکه یکی دیگری را قربانی کند. درک درست از شرایط روز و مقتضیات زمانه، لزوماً به معنای قربانی کردن ارزش ها نیست. از سوی دیگر پایبندی به ارزش ها به این معنا نیست که فنا را بر بقا ترجیح و خوشبختی و سعادت را بی هیچ ارزش و فایده ای از کف بدهیم. شاید به دلیل عدم درک درست از این مساله است که بسیاری ناکامی در پیشرفت در ابعاد مادی را به گردن ارزش ها و عقاید اسلامی می اندازند و بسیاری نیز به دلیل ناتوانی در حفاظت از ارزش ها، دستاوردهای مادی بشر و علوم مختلف را ناکارآمد و مقصر می شمارند.
بر این اساس، مسلمان راستین می تواند پیامبر اکرم(ص) را الگوی خود قرار دهد و زندگانی دنیوی و اخروی خود را سامان بخشد. امید است مردمان و زمامداران مسلمان در این راه موفق باشند.

