دولتمردان ما باید فضایی را در محیطهای علمی و دانشگاهی ایجاد بكنند كه در آن فضای گفتوگو و بحث و اجتهاد باز باشد... یكی از پرسشهایی كه عمدتاً درباره ائمه این دوره مطرح میشود این است كه چرا ایشان برای دستیابی به حكومت اقدام اساسی انجام نمیدادند.
ادامه مطلب...

دیدار رئیس مجلس خبرگان رهبری با اعضای این مجلس که به روال هر ساله برگزار شد ، امسال اما به دلیل حواشی متعددی که به خاطر انتخابات ریاست جمهوری در کشور به وجود آمده بود حائز اهمیت تر به نظر می رسد. هرچند دیدار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با خبرگان ملت به دلایلی نامعلوم از سوی دفتر وی منتشر و رسانه ای نمی شود اما به دلیل اهمیت این دیدار و سخنان رد و بدل شده، سایت "پرچم" این سخنان را که از طریق یکی از حاضرین در جلسه فوق در اختیار قرار داده شده منتشر می کند.
در ابتدای این دیدار خبرگانی که به ایراد سخنرانی می پردازند از رئیس خبرگان تقاضا می کنند که مواضعی هماهنگ تر با رهبری اتخاذ کند تا شائبه برخی اختلافات موجب سوء استفاده دشمن نشود.
پس از این سخنان، رئیس مجلس خبرگان با اشاره به صحبت های مطرح شده درباره اختلافات وی و رهبری به خاطره ای از سال های دور اشاره کرده و می گوید: در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای در ایامی که شایعات بسیاری درباره اختلافات من و ایشان به گوش می رسید، روزی من به سمت دفتر ایشان حرکت کرده و آنجا بودم که یکی از اعضای وقت جامعه مدرسین که از دفتر پیگیر من شده و شماره مکانی را که به همراه آیت الله خامنه ای آنجا بودیم را به وی داده بودند به آنجا زنگ زده و آقا خود گوشی را برداشتند. اما این عالم عضو جامعه مدرسین به خاطر نشناختن صدای آقا به ایشان می گوید که گوشی را به آقای هاشمی بدهید و پس از ارتباط با من گفت که ما در جامعه مدرسین درباره اختلافات شما و رئیس جمهور صحبت کردیم و قرار شده هیاتی بیاید و اختلافات بین شما را حل کرده و الفت و دوستی فیما بین را دوباره برقرار کند.
بعد از اتمام این تماس من و آیت الله خامنه ای خنده شدیدی درباره این شایعات بی پایه کرده و نسبت به اینکه با وجود نبودن هیچ گونه اختلاف و تشتتی چنین شایعه پردازی می شود بسیار متعجب شدیم.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم چنین ادامه می دهد: از زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای من با ایشان یک شب در میان جلسه خصوصی داشته ام ولی الان به دلیل مشغله های ایشان این جلسات کمتر شده اما همچنان ادامه دارد. من نمی دانم چرا برخی گمان می کنند که ما اختلاف داریم؟ روابط من و رهبری بسیار گرم و صمیمانه است و همچنان جلسات منظم با هم داریم.
برای دیدار با رهبری مسئولان نظام و سران سه قوه باید وقت قبلی گرفته و در وقت مشخصی به ملاقات ایشان بروند اما روابط من و آقا آنقدر نزدیک است که من هروقت کار مهمی داشته باشم هم می توانم به دیدار ایشان بروم و هم اینکه تلفنی با ایشان صحبت می کنم.
این کسانی که می گویند من و آقا اختلاف داریم جایگاه ولایت فقیه را نمی دانند. من واقعا به ولایت فقیه معتقدم و اطاعت او را بر خود واجب می دانم. موارد متعددی بوده که من و آقا با هم بر سر موضوعی مباحثه کرده و در صورتی که به نتیجه نرسیده ایم من نظر ایشان را مقدم داشته و اطاعت کرده ام به دو دلیل؛ اول اینکه گفته ام به ایشان که شما ولی فقیه هستید و امرتان واجب الاطاعه و دوم اینکه فهم شما را در مسائل بین المللی و سیاسی خیلی بالاتر از خودم می دانم و نظر شما را به عنوان کارشناس خبره می پذیرم.
وی ادامه داده است: در جامعه بشری امروز هیچ بدیلی برای ولایت فقیه نداریم. درایران اگر ولایت فقیه نباشد کشور یا تجزیه می شود یا متلاشی می گردد. تنها راه اداره کشور ولایت فقیه است.
من کسی را صالح تر از آیت الله خامنه ای برای اداره کشور نمی دانم و کسی هم بهتر از ایشان توان اداره کشور را ندارد. من معتقدم ولایت فقیه راه اصلی اداره کشور است و هیچ تئوری بالاتر از تئوری ولایت فقیه در کشور وجود ندارد.
رئیس مجلس خبرگان در باره نظر خود نسبت به شخصیت مقام معظم رهبری افزوده است: ایشان ( آیت الله خامنه ای ) بدیل ندارد و بهترین فرد برای مسند ولایت فقیه است. به این موضوع دوست و دشمن معترفند. من نظام بدون ولایت فقیه را مشروع نمی دانم . مشروعیت نظام از ولایت فقیه است نه از رای مردم. من در زیر سقف انقلاب کسی را با صلاحیت تر از آ یت الله خامنه ای برای رهبری نمی بینم . ایشان هم مدیر است و هم مدبر.
عهدنامه امام علي(عليهالسلام) به مالک اشتر(4)
اي مالک نيكى به بازرگانان و صنعتگران را بر خود بپذير، و سفارش كردن به نيكويى درباره آنان را به عهده گير، چه كسى كه بر جاى بود و چه آن كه با مال خود از اين سو بدان سو رود، و با دسترنج خود كسب كند. كه آنان مايههاى منفعتند و پديد آورندگان وسيلتهاى آسايش و راحت. و آورنده آن از جاهاى دوردست و دشوار، در بيابان و دريا و دشت و كوهسار. جايى كه مردمان در آنجا گرد نيايند و در رفتن بدانجا دليرى ننمايند.
اين بازرگانان مردمى آرامند و نمىستيزند، و آشتى جويند و فتنهاى نمىانگيزند. به كار آنان بنگر، چه در آنجا باشند كه خود به سر مىبرى و يا در شهرهاى ديگر. و با اين همه بدان كه ميان بازرگانان بسيار كسانند كه معاملتى بد دارند، بخيلند و در پى احتكارند. سود خود را مىكوشند و كالا را به هر بها كه خواهند مىفروشند، و اين سودجويى و گرانفروشى زيانى است براى همگان، و عيب است بر واليان. پس بايدت از احتكار منع نمود كه رسول خدا(صلي الله عليه و آله) از آن منع فرمود. و بايد خريد و فروش آسان صورت پذيرد و با ميزان عدل انجام گيرد. با نرخهاى ـ رايج بازار ـ نه به زيان فروشنده و نه خريدار. و آن كه پس از منع تو دست به احتكار زند او را كيفر ده و عبرت ديگران گردان، و در كيفر او اسراف مكن.
سپس خدا را! خدا را! در طبقه فرودين از مردم، آنان كه راه چاره ندانند و از درويشان و نيازمندان و بينوايان و از بيمارى بر جاى ماندگانند، كه در اين طبقه مستمندى است خواهنده، و مستحق عطايى است به روى خود نياورنده. و براى خدا حقى از خود را كه به آنان اختصاص داده، و نگهبانى آن را به عهدهات نهاده پاس دار، و بخشى از بيت المالت و بخشى از غلههاى زمينهاى خالصه را در هر شهر به آنان واگذار، كه دوردستترين آنان را همان بايد كه براى نزديكان است، و آنچه بر عهده تو نهادهاند، رعايت حق ايشان است. پس مبادا فرو رفتن در نعمت، از پرداختن به آنان بازت دارد كه ضايع گذاردنت كارى خرد را، به خاطر استوار كردن كارى بزرگ و مهم، عذرى برايت نيارد.
ادامه مطلب...
بر اساس صفحه 370 جلد 19 صحیفه امام، حضرت امام خمینی (ره) میفرمایند:« رئیس جمهور محترم باید توجّه داشته باشند که در پیشگاه مقدّس حق ّ جل ّ و علا واقع است و آنچه بر او از خطرات قلبی و تمایلات سرّی تا اعمال معلن و مخفی می گذرد، در حضور حق ّ است و چیزی را نتوان از او - جل ّ و علا- پنهان کرد، هرچند از خلق خدا پنهان باشد و باید توجه نمایند که در مقامی هستند که یک جمله او گاهی مومنی را ساقط کرده و متعهّدی را از بین می برد و یا غیر صالحی را به مقامی که شایستا آن نیست می رساند.»
ایشان میافزایند:«گاهی یک سخنرانی او، جمهوری اسلامی و کشور را نور می بخشد و گاهی بعکس. مقام خطیر است و خطر بزرگ، به خدا باید پناه برد و از او استمداد کرد.»
ایشان خطاب به «همه دست اندرکاران، بوِیژه رئیسجمهور» توصیه میکنند که باید از «چاپلوسان دغلباز و زبان بازان حیله گر برحذر باشند و مشاوران خود را از اشخاص سابقه دار که تعهّدشان قبل از انقلاب مشهود بوده است، انتخاب کنند. بسا که منحرفان و منافقان، خود را با ظاهری آراسته به تقوا جا بزنند و با دست ما به اسلام و کشور اسلامی صدمه زنند.»
بر اساس صفحه 369 جلد 19 صحیفه امام، حضرت امام خمینی(ره) در ادامه بیانات خود در مورد بیتوجهی به کارآمدی وزرا و توجه به رفاقت با رئیس دولت میافزایند:« اگر چنانچه انسان دنبال این باشد که حالایی که من رئیس دولت هستم، بروم دنبال رفقایی که همراه من هستند، کارآمد باشند یا نباشند، به این کار نداشته باشد، بداند که این کار، کار شیطانی است.»
معمار انقلاب اسلامی ایران در مورد رئیسجمهور نیز میفرمایند:«رئیسجمهور هم اگر دنبال این باشد که وزرایی تعیین بکند، معرفی بکند که آن وزرا فرمانبردار خودش باشند، نه فرمانبردار اسلام، آن هم بداند که این کار، کار شیطان است، کار انسان متعهد نیست - و هریک از ما. این یک مسئله معیاری است برای همه، که اگر چنانچه واقعاً متعهد است، فرقی نکند که حالامن وزیرم، یا اینکه وکیل هستم، یا اینکه کار دیگر از من می آید، یک کار دیگر، هرچه شد؛ من برای اسلام می خواهم کار بکنم و می دانید که الان ما احتیاج داریم؛ مملکت ما احتیاج به خدمتگزار دارد؛ احتیاج دارد که اشخاص فهمیم، اشخاص فعال در این کشور خدمت بکنند.»
ایشان در پایان فرمایشات خود میفرمایند:«و ما مورد هجوم همه آن جاها هستیم، همه کسانی که بدخواه اسلام هستند، هستیم. بنابراین، فکر ما این معنا باشد که افرادی باشند که برای اسلام خدمت می کنند، نه افرادی باشند که برای من خدمت می کنند. این در دولت هست و در رئیس جمهور هست و در قوا قضائیه هست و همه جا هست. آنهایی که انتخاب می خواهند بکنند، توجه به این، باید همیشه نصب العین این باشد، والاّ انسان به خطا وارد می شود.»
منبع:آیة الله خامنهای، بیانات در دیدار كارگزاران نظام، 20/08/1381
1- اولین لازمه پذیرش اظهارات جدید حضرت آیتالله مصباح یزدی در مورد "اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست" این است که خود رییسجمهور از ولیفقیه كاملا اطاعت کند. وقتی تا همین اندازه هم با مشکلاتی (!) مواجه هستیم، از آن پایینتر که جای خود دارد.
2- دومين شرط، اين است كه رئيسجمهور كاملا در چارچوب قانون دستور دهد؛ كه در اين زمينه نيز با مشكلات زيادي درگير هستيم.
3- داستان انتقال اطاعت خداوند به ولی فقیه و ولی فقیه به رییسجمهور، آیا تا همین جا متوقف میشود یا ادامه دارد؟ آیا این پرتو نور به مراحل پایینتر مانند معاونین رییس جمهور و وزرا و پایینتر هم سرایت میکند؟ منطقاً و بر طبق این تئوری، این پرتو افکنی باید از بازوی اجرایی رهبری (تعیین رییس جمهور) تا پایین هم ادامه پیدا کند زیرا وزرا هم بازوی اجرایی رییس جمهور هستند. در این صورت مخالفت با یک وزیر و معاون وزیر هم، مخالفت با خداوند متعال تعبیر میشود.
4- نظر محترم حضرت آیتالله مصباح یزدی در خصوص دوران ریاست جمهوری آقایان خاتمی و هاشمی رفسنجانی چه بود؟ آیا اطاعت از خاتمی و هاشمی را هم اطاعت از خداوند میدانستند. آنها هم از رهبری تنفیذ ریاست جمهوری گرفتند. تا آنجا که ما به خاطر داریم، ایشان مخالفتهای جدی نظر و عملی با ریاست جمهوری آقای خاتمی داشتند.
در مورد رییس جمهوری بعد از آقای احمدینژاد (که نمی دانیم چه کسی است) آيتالله مصباح چه اعتقادی دارند. آیا این نظریه پرتو افکنی صرفاً در زمان رییس جمهور فعلی صدق میکند؟ در این صورت تئوری مذکور فقط یک محدوده زمانی دارد.
5- این اظهارات و سخنانی که در چند هفته اخیر و پس از حوادث و تنشهای پس از انتخابات بیان شد و موضوع کهنه، مشروعیت مردمی و الهی ولی فقیه را مطرح کرد، چه مناسبت زمانی دارد؟ آیا این بیانات در مقطع کنونی که نیاز به آرامش فکری و روانی داریم و هرگونه جنجال و تشنج، بنفع تشنج آفرینان تمام میشود، چنين سخناني صحیح است؟
مرتبط:مصباح یزدی: اطاعت از رییسجمهور اطاعت از خداست
2- مروری هر چند گذرا بر آرا و نظرات حضرت امام خمینی(ره) در زمینه شئون و اختیارات ولی فقیه، عدم تطابق این طرز تلقی از تنفیذ را با دیدگاه رهبر فقید انقلاب آشکار می سازد. در همین زمینه حضرت امام خميني(ره) می فرمایند: «اگر فرد لایقی که دارای این دو خصلت -علم به قانون و عدالت- باشد، بهپا خاست و تشکیل حکومت داد، همان ولایتی که حضرت رسول اکرم(ص) در امر اداره جامعه داشت، دارا می باشد و بر همه مردم لازم است که از او اطاعت کنند. این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر(ع) بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع) بیش از فقیه است، باطل و غلط است.»(3)
آيا از بیانات فوق چنین برداشت نمی شود: همان گونه که رسول اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) بر تمامی شئون "فرهنگی"، "سیاسی"، "اقتصادی"، "قضایی" جامعه نظارت تامه داشته اند، در دوران غیبت امام معصوم (ع)، اداره امور نظام اسلامی تنها از مجرای ولی امر صورت می پذیرد.
حضرت امام (ره) برای تبیین و تشریح بیشتر مسئله می نویسند: «امور حسبیه اموری است که به یقین می توان گفت شارع مقدس راضی به وانهادن آنها به حال خود نیست و حتماً باید مسئولی عهدهدار تصدی آن باشد... اموری نظیر "حفظ نظام اسلامی"، "پاسداری از مرزهای مهین اسلامی"، "حفظ جوانان مسلمان از گمراهی و انحراف" و "جلوگیری از تبلیغات ضد اسلامی" از روشن ترین مصادیق امور حسبیه به شمار می روند... این موارد نیز در دوران غیبت امام علیه السلام از جمله اختیارات فقیه خواهد بود.»(4)
امروزه حفظ نظام اسلامی، پاسداری از مرزهای میهن اسلامی، حفظ جوانان مسلمان از گمراهی و انحراف و جلوگیری از تبلیغات ضد اسلامی که از روشن ترین مصادیق امور حسبیه و تحت اختیار ولی فقیه ذکر شده اند، بخشی از مجموعه وظایف قوه مجریه را در بر می گیرد. این بدان معناست که پاره ای از اختیارات ولی فقیه در امور حسبیه به ریاست قوه مجریه واگذار می شود که به طور مشابه این مساله در مورد ریاست قوه قضائیه نیز صادق می باشد.
در مورد نقش و جایگاه قوه مقننه و مجلس شورای اسلامی در نظام اسلامی نیز دیدگاه حضرت امام(ره) چنین است:
«در حکومت اسلامی به جای مجلس قانونگذاری که یکی از 3 دسته (قوه) حکومت کنندگان را تشکیل میدهد، مجلس برنامه ریزی وجود دارد که برای وزارتخانه های مختلف در پرتو احکام اسلامی برنامه ترتیب می دهد و با این برنامه ها کیفیت انجام خدمات عمومی را در سراسر کشور تعیین می کند.»(5)
در حقیقت بر طبق نظر امام راحل(ره)، شکل اصیل حکومت اسلامی، حکومتی ولایی است که نمونه های آن را در صدر اسلام و در دوران حکومت رسول اکرم(ص) و حضرت امیر(ع) می توان جستوجو کرد، اما در عصر حاضر، با توجه به کثرت نفوس، گستردگی ارتباطات، پیچیدگی روابط اجتماعی، تنوع آرا و عقاید در حوزه اندیشه دینی و ضرورت مشارکت و حضور هر چه بیشتر مردم، حضرت امام(ره)، مصلحت اسلام را در آن یافتند که در شکلدهی و ایجاد نظام مقدس جمهوری اسلامی، ضمن برقراری قوای سه گانه، پاره ای از وظایف و تکالیفی که برعهده ولی فقیه می باشد، به 3 قوه مجریه، قضائیه و مقننه تفویض شود و در این بین، ریاست قوه مجریه و اعضای قوه مقننه با رجوع به آرای عمومی برگزیده مي شوند.
در واقع، ولی فقیه برای مشارکت امت در اداره امور اجرایی کشور و برنامه ریزی مربوطه، مراجعه به آرای عمومی، آن هم به شکل مدرن آن را مصلحت اسلامی یافته و به واسطه "حسن انتخاب مردم"، بخشی از اختیارات مطلقه خود را به رييس قوه مجريه تفویض می نماید. برخلاف نظر آقاي سعيد حجاريان، از آنجا که ولی فقیه در برابر خدا و امت مسئول ا ست، چنین تفویضی رافع مسئولیت نخواهد بود. در همین راستا، در تمامی احکام، تنفیذ رأی ملت از سوی رهبر، از دوره نخست ریاست جمهوری تاکنون، مسئله نصب رئیسجمهوری توسط رهبری به دلیل اقبال ملی و عزل وی در صورت تخطی از تعهدات ذکر شده است. البته هرچند این امر در قالب و شکل، با رابطه رهبر و رئیس سازمان صدا و سیما متفاوت است اما از آنجا که طبق نظر حضرت امام(ره) همگی منبعث از اختیارات مطلقه ولی فقیه است، گویی تکالیف و وظایف رهبری در ظروف مختلف قرار می گیرند.
پینوشتها:
1 و 2- سعيدحجاريان-جمهوريت، افسون زدايي از قدرت؛ انتشارات طرح نو 1379؛ صفحه 376
3، 4 و 5- كتاب ولايت فقيه حضرت امام خميني(ره)
بعد از آن نوبت به پيشنهاد كانديداهای عضويت در كميسيون رسيد. افرادی پيشنهاد شدند از جمله آقای رئيسجمهور (آيتاللهالعظمی خامنهای) كه در آن موقع از اعضای خبرگان بودند. وقتی نام ايشان برده شد برخاستند و گفتند با شرطی كه شما كردهايد عضويت من ممكن نيست. امام(ره) در حكم و تنفيذ رياست جمهوری اينجانب مرقوم فرمودهاند براساس اعتمادی كه مردم به شما كردهاند شما را به رياست جمهوری كشور ايران منصوب میكنم.
اما چرا امام(ره) از مسئلهی تنفيذ در قانون اساسی و مراد و منظور خبرگان قانون اساسی را به نصب تعبير فرمود؟ برای احتراز از نارسائی لفظ تنفيذ؛ زيرا مسلّماً منظور خبرگان مغايرت مسلّمات آيات قرآن و سيرهی انبياء نيست. تمام انبياء در يك كلمه هرجا گفتند "اتقواالله" بلافاصله گفتند "واطيعون"، اطاعت مطيع خداوند، اطاعت خداوند است. فرستادگان الهی چه به صورت انبياء، چه به صورت اولياء و چه به صورت اوصياء. اوصياء همه منادی "اتقواالله" و "اطيعون" هستند. بدون وجود آنها حجّت تمام نمیشود چون میگويند "لَولا ارسلت اِلينا رَسولاً مُنذراً و اقمت لَنا علماً هادياً فنتبع آياتك مِن قَبل ان نذل و نخزی"
اگر دعوت با طاعت مجتهد عادل نباشد، دعوت با طاعت جاهل ظالم و خالی ماندن عرصه برای قيام او قطعی است و اين همان ولايت طاغوت است كه همهی انبياء به كفر به آن دعوت نمودهاند.
اگر رئيسجمهور منصوبِ ولیفقيه نباشد، منصوبِ مردم هم نخواهد بود زيرا مردم به خبرگان رأی دادند و خبرگان مجتهد عادلی را برگزيدند. او وليّ منتخب مردم است و حكمش نافذ است. مردم با واگذاری حكم به مجتهد عادل، امر را به او تفويض كردهاند. وقتی مجتهد عادل، رئيسجمهور را منصوب كند، باز به رأی مردم تكيه شده است. مردم رئيسجمهور را برای ادارهی امورشان میخواهند. ولیفقيه قبلاً برای ادارهی امور از ناحيهی مردم به خبرگان و از خبرگان به وی واگذار شده است. مردم كار خودشان را كردهاند و جای خالی باقی نگذاشتهاند كه نصب جديدی صورت بگيرد. برای احتراز از خيال تشريفاتی بودن امر تنفيذ، امام(ره) واژهی نصب را به كار بردند.
پس رئيسجمهور منصوب از رهبر است. رهبر منتخب خبرگان و خبرگان منتخب مردم. پس رئيسجمهور با اين سلسلهمراتب منتخب مردم میشود، رسماً و قبلاً بهوسيلهی آراء مردم به مقام شأنيت و اهليت رسيده بود. رأی مردم رأی تمايل بود. رسميت و مشروعيت و نفاذ، نتيجهی نصب ولیفقيه است. "مَجاری الاُمور بيَد العُلماء"
ممكن است كسی اطلاق ولايت را عجيب بداند و اينكه مقام كلمه مثل فصلالخطاب باشد. پاسخ اين تعجّب اين است كه بدون اطلاق ولايت و وجود مقام كلمةالفصل و فصلالخطاب، هيچ نظام، چه اسلامی و چه غير اسلامی تحقق پيدا نمیكند. نه تنها حكومت و مملكتداری، كه يك بازی ساده بدون ولايت مطلقه بازی نمیشود. بازی بدون داور نمیشود. اگر مافوق داور، داوری گذاشتيم بايد مافوق آنها داور ديگری باشد و اگر لازم نيست پس همان داور بايد قولش و عملش حرف آخر را بزند. به همين دليل میگوييد داور خطا را نگرفت. وقتی میپرسند چرا نگرفت، میگوييد نگرفت كه نگرفت. اگر بخواهد پاسخگو باشد امنيت ندارد و قبول داوری نمیكند. اما دربارهی ولیفقيه میگوييم كه اگر يك لحظه استبداد كند ولايت او قطع میشود.
منبع: khamenei.ir
یالثارات که تیتر یک این هفته خود را به ارزیابی حوادث اخیر در دولت اختصاص داده و عنوان «آقای احمدی نژاد! از مردم عذرخواهی کنید»را انتخاب کرده در سرمقاله خود نیز آشکارا به رئیس جمهور هشدار داده است: «اگر چنین رویهای ادامه پیدا کند و تکرار شود از شما میخواهیم رأی ما را پس بدهید، چون رأی ما به فرد نبوده بلکه رأی به آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و خط ولایت مطلقه فقیه بوده و اگر غیر از این باشد، قاطعانه از حضرتعالی میخواهیم این رأی را پس بدهید».
متن کامل سرمقاله هفته نامه یالثارات با عنوان سخنی با رئیس جمهور منتخب بدین شرح است:
در هفتههای اخیر و پس از فروکش کردن جنجالهای انتخاباتی میرحسین و کروبی این بار و در کمال تعجب با جار جنجالهای دکتر محمود احمدینژاد روبهرو بودیم.
از اعلام معاون اولی اسفندیار رحیم مشایی و تأکید و اصرار فراوان بر ماندن او بر این سمت تا نامه تذکرآمیز مقام معظم رهبری به رئیس جمهور و پس از آن اقدام به عزل فلهای چند تن از وزیران مقتدر و توانمند کابینه (که به غیر از برکناری وزیر اطلاعات، به خاطر مسائل حقوقی عزل سه وزیر دیگر عملی نشد)؛ همه و همه از تنش و تشنج سیاسی کابینه نهم حکایت دارد.
اما در این کش و قوسهای غیرمنتظره که گفته میشود همگی بر سر انتصاب مشایی و انتقاد وزیران مذکور در این باره رخ داده باید گفت که متأسفانه انتظارات مردم ولایتمدار و امت حزبالله از رئیسجمهور که تصور میشد در خط ولایت مطلقه فقیه و گوش به فرمان رهبری است برآورده نشده و در کمال تأسف باید پذیرفت که جناب آقای احمدینژاد در مواردی مهم و حساس راه را به بیراهه رفته و اگر چنین رویهای توسط رئیس جمهور ادامه پیدا کند بسیاری از امیدها از دولت دهم به یأس و ناامیدی مبدل خواهد شد.
با این حال شاه کلید تمامی این جنجالهای اخیر رحیممشایی است. دفاع غیرقابل توجیه آقای احمدینژاد از ایشان تا حدی که دستور صریح رهبری به مدت یک هفته زمین بماند و سپس حذف و عزل وزیران اصولگرا و ولایتمداری همچون آقایان صفار هرندی و محسنیاژهای از کابینه آن هم درست در زمانی که کمتر از هشت روز تا پایان عمر دولت نهم باقی است این شائبه را در میان هواداران آقای احمدینژاد ایجاد میکند که گویا رئیس جمهور منتخب که تا دیروز ذوب در ولایت بود، امروز ذوب در مشایی است! و برای دفاع از ایشان حتی حاضر است دستور صریح مقام ولایت را زمین بگذارد!! و به راستی آقای احمدینژاد در مشایی چه چیزی را ملاحظه فرموده که حاضر است برای سلامتی سر مبارک ایشان اینچنین هزینههای سنگینی را به نظام و انقلاب تحمیل کند؟
آیا جرم صفار هرندی غیر از این بود که عاشقانه دل به مقام ولایت سپرده بود و در جمع یاران همراه دولت به رئیس جمهوری که خط قرمز ولایت را بنا به دلایل غیر قابل قبول نادیده گرفته بود، تذکری دوستانه و از سر دلسوزی داد؟ آیا چنین اقدامی از آقای دکتر احمدینژاد پذیرفتنی است؟ رئیسجمهوری که قرار بوده و هست مدافع راستین خط ولایت مطلقه فقیه در ایران اسلامی باشد و زمینه ظهور امام عصر(عج) را فراهم نمایند، امروز اما در چرخشی آشکار و گردشی محسوس آنچنان عاشق و دلبسته مشایی شده که حتی حاضر است سربازان وفادار ولایت را به جرم انتقاد از یک مهره ناخوانده در کابینه عزل کند و فرمان نایب امام زمان (عج) را نادیده بگیرد.
گرچه عزل و نصب مدیران از اختیارات رئیس جمهور است اما حذف مدیران توانمند و ولایتمدار آن هم به جرم دفاع از خط ولایت دیگر جزء اختیارات هیچ مقامی حتی رئیس جمهوری نیست.
در اینجا لازم است سختی با آقای احمدینژاد داشته باشیم و بگوییم که آقای رئیس جمهور! ما به شما رأی دادیم و معیار این انتخاب نیز ولایتمداری مطلق و بی چون و چرای شما بود اما اینک میبینیم که حضرتعالی در هفتههای اخیر کارهایی کردید که ولایتمداری خود را با علامت سوال و تعجب فراوان روبهرو نمودید.
انتصاب مشایی و دفاع شما از ایشان، حذف وزیرانی که در ولایتمداری آنان هیچگونه شک و شائبهای نیست آن هم به جرم طرفداری از ولایت و گوشزد کردن رعایت دستورات مقام معظم رهبری به جنابعالی، تعلل غیرقابل توجیه در اجرای فرامین رهبر، این احتمال را قوت میبخشد که خدای ناخواسته عشق و علاقه وافر به یک عنصر همچون مشایی را به عشق به ولایت ترجیح دادهاید ـ گرچه امیدواریم که چنین نباشد ـ ولی آقای احمدینژاد خدمت شما عرض میکنیم که اگر چنین رویهای ادامه پیدا کند و تکرار شود از شما میخواهیم رأی ما را پس بدهید، چون رأی ما به فرد نبوده بلکه رأی به آرمانهای بلند انقلاب اسلامی و خط ولایت مطلقه فقیه بوده و اگر غیر از این باشد، قاطعانه از حضرتعالی میخواهیم این رأی را پس بدهید.

رئیس مجلس خبرگان رهبری حضرت آیت الله خامنه ای را شخصیتی نواندیش و پیشرو در عموم مسائل و همچنین امید خود در مدیریت مشکلات مختلف خواند و گفت: تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام ، انصافا ظلمی بزرگ و ناحق در مورد انقلاب اسلامی است و آنچه که این روزها مورد اختلاف است مربوط به انتخابات و عوارض آن است .
آیت الله هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه در دیدار جمعی از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران با ایشان با تبریک اعیاد مقدس شعبانیه، نخبگان و استادان دانشگاهی و مراکز علمی و خانواده های آنان را از جمله دلسوزان و عاشقان واقعی و با بصیرت انقلاب و نظام اسلامی و تاثیرگذار در جامعه توصیف کرد و گفت: توجه به دغدغه ها و دیدگاههای ارشادی و انتقادی و شنیدن حرفهای این قشر می تواند برای پیشبرد اهداف انقلاب و رفع مشکلات و تنگناهای جامعه مفید باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با ابراز تاسف از فراهم شدن بهانه برای دشمنان خارجی انقلاب و سم پاشی رسانه های وابسته به آنان در مورد زیر سئوال بردن دستاوردهای انقلاب اسلامی و مدیریت کشور گفت: اشتباه یک حزب، فرد، گروه و جریان قابل جبران است ولی اگر انقلاب و نظام خدای ناکرده زیر سئوال برود اصلاح آن مشکل خواهد بود.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با توجه به سابقه پنجاه ساله دوستی خود با رهبری معظم انقلاب و شناخت کامل از ایشان در مقاطع مختلف مبارزه، پیروزی و تداوم انقلاب اسلامی گفت: ایشان شخصیتی نواندیش و پیشرو در مسائل مختلف هستند و تبلیغ رسانه های خارجی مبنی بر القای جنگ قدرت در سطوح بالای نظام، انصافا ظلمی بزرگ و ناحق در مورد انقلاب اسلامی است و آنچه که این روزها مورد اختلاف است مربوط به انتخابات و عوارض آن است که اگر این اختلافات حل شود نزاع موجود تمام خواهد شد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با توجه به جهان بینی، ایدئولوژی، فلسفه و احکام و اصول مترقی و پیشرفته مکتب اسلام گفت: با شناختی که از محتوی غنی اسلام داریم این مکتب پیشتاز مردمی کردن حکومت بوده است و اسلام برای هر دوره و عصری برنامه عملی و اجرایی متقن و خاص دارد.
رئیس مجلس خبرگان با استناد به قرآن کریم و سیره عملی پیغمبر(ص) و حضرت علی(ع) در مواجهه با منتقدین و شنیدن حرفهای حق دیگران گفت: یکی از افتخارات مکتب اسلام و قرآن انتقادپذیری و پایبندی به اصول قانونی است که باید در نظام اسلامی این امر مهم نهادینه شود.
وی به افزایش سطح آگاهی و دانش جامعه بویژه قشر عظیم تحصیلکرده دانشگاهی به خصوص خانمها اشاره کرد و افزود: آگاهی کم سابقه ای که در مردم ایران اتفاق افتاده ایجاب می کند سطح مدیریتهای جامعه نیز متناسب با این آگاهی و قانع کننده باشد.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام حقیقت طلبی و ظلم ستیزی را منطبق بر فطرت انسان و سازگار با عمق و ریشه اسلام ذکر کرد و گفت: باید مبلغان آگاه و صحیحی برای اسلام باشیم.
وی با توجه به شرایط مناسب و خوب جغرافیایی و طبیعی ایران گفت: با مدیریت صحیح می توانیم الگوی مناسبی از اسلام به صورت عملی به دنیا ارائه دهیم و امید داریم با حل مسائل زودگذر از مرحله کنونی به خوبی عبور کنیم. امید من به رهبری است که با توجه به افکار و تجربه خودشان برای حل مشکلات جاری اقدام کنند و نظر خود من برای حل کوتاه مدت همان پیشنهاداتی است که در نماز جمعه مطرح کردم. اینجانب بارها از زبان رهبری معظم شنیده ام که فرمودند: اینها که به آسانی مردم را به زندان می برند اگر مثل من و تو طعم زندان را چشیده بودند چنین نمی کردند.
در این دیدار پیش از سخنان آیت الله هاشمی رفسنجانی 5 نفر از استادان دانشگاه علم و صنعت ایران به نمایندگی از استادان حاضر در جلسه به ارائه دیدگاهها و نظرات خود در مورد مسائل روز جامعه پرداختند.
رهبر انقلاب اسلامی هدف از برگزاری اینگونه نشستها و مسابقات قرآنی را نزدیک شدن به قرآن بیان کردند و با اشاره به اینکه بهره ما از تلاوت قرآن نباید فقط بهره در مجلس و گوش و چشم باشد بلکه دل ما نیز باید از تلاوت قرآن بهره ببرد، تصریح کردند: قرآن برای عمل کردن، فهمیدن و اندیشیدن است و هر مقداری که به قرآن عمل کنیم همان قدر اثر آن را خواهیم دید.
ایشان وعده نصرت خدای متعال را به مؤمنین حتمی برشمردند و با اشاره به اینکه اگر به شرایط تحقق وعده الهی و دستورات قرآن عمل کنیم، در عرصه زندگی، وعده الهی را خواهیم دید خاطر نشان کردند: امروز دنیای اسلامی تشنه عمل به قرآن است و قرآن باید معیار و محور معرفت و عمل ما باشد.
حضرت آیت الله خامنه ای به تلاش دشمنان اسلام و قرآن برای ضربه زدن به اتحاد اسلامی و بدبین کردن دلهای امت اسلامی نسبت به یکدیگر اشاره کردند و افزودند: دشمنان اسلام با خدعه و نیرنگ می گویند که با قرآن مخالفتی ندارند اما با آنچه که محور تربیت و تعلیم قرآنی است مخالف هستند.
رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به وحدت و یکپارچگی ملت ایران خاطرنشان کردند: معنای اتحاد و اعتصام به حبل الله این است که در اصول همدل باشیم هرچند ممکن است در برخی از فروع با هم اختلاف داشته باشیم و این مطلقاً مانع وحدت و اتحاد نیست.
حضرت آیت الله خامنه ای با توصیه به مراقبت در گفتار و پرهیز از ایجاد اختلاف افزودند: رد و طرد دیگران بطور مطلق بر سر مسائل درجه دوم مصلحت نیست و همه باید برای ساختن کشور برادرانه کمک و همکاری کنند.
ایشان با اشاره به قضایای دو سه روز اخیر خاطرنشان کردند: این موضوع نباید موجب دامن زدن به اختلاف شود ضمن آنکه نباید به کسی بیهوده تهمت زد و او را به خاطر یک امر از همه آن چیزهایی که صلاحیت محسوب می شود نفی کرد.
رهبر انقلاب اسلامی همگان را به رعایت انصاف در عمل و گفتار دعوت کردند و با اشاره به سفارش خداوند متعال در قرآن به رعایت انصاف و عدالت حتی در برخورد با دشمنان خاطرنشان کردند: در نظام جمهوری اسلامی همه ضمن اعلام پایبندی خود به اصول، و با سلایق مختلف در کنار هم باشند.
ایشان اختلاف سلیقه را امری طبیعی دانستند و با اشاره به اینکه اختلاف سلیقه در همه دورانهای مختلف وجود داشته است افزودند: اگر این اختلاف سلیقه ها و برداشتها با هوای نفس مخلوط شد کار خراب می شود بنابراین باید ملاحظه کرد کجا اختلاف سلیقه براساس هوای نفس و کجا براساس احساس تکلیف است.
حضرت آیت الله خامنه ای دقت در عمل به تکلیف و رعایت تقوا یعنی تلاش و مراقبت برای انجام وظیفه را موجب لطف و فضل الهی دانستند و خاطرنشان کردند: در احساس تکلیف هم، دقت لازم است تا قدم از دایره تکلیف آن طرف تر نگذاشت و زیاده روی نکرد .
رهبر انقلاب اسلامی در پایان با اشاره به ضرورت تلاش برای عمل به وظایف و رعایت تقوا افزودند: بحمدالله تا امروز لطف و مدد الهی شامل حال ملت ایران بوده است.
درحالی که برخی سایت های خبری از مناقشه لفظی وزیران اطلاعات و ارشاد و کار با احمدی نژاد بر سر معاون اولی مشائی خبر می دهند خبرنگار جهان به ابعاد تازه تری از این ماجرا دست پیدا کرد.
براساس این گزارش، پس از آنکه در جلسه روز گذشته هیات دولت اکثریت وزیران به انتقاد از احمدی نژاد در صدور حکم معاون اولی برای مشائی پرداختند رئیس جمهور اعلام می کند که به این شبهه ها پاسخ خواهد داد. در همین حال به دلیل بالا گرفتن جو انتقادی علیه مشائی و فضای متشنج هیات دولت سبب می شود تا احمدی نژاد تنفسی چند دقیقه ای را برای ادامه جلسه هیات دولت به وزرا اعلام کند.
پس از بازگشت ازتنفس در حالی که وزرا و دیگر اعضای هیات دولت منتظر شفاف سازی احمدی نژاد و پاسخ شنیدن از چرایی تعلل وی در برکناری مشائی بودند به ناگاه در کمال تعجب مشاهده می کنند که احمدی نژاد جلسه هیات دولت را ترک کرده و ریاست جلسه را به رحیم مشائی به عنوان معاون اول خود سپرده است و با این کار به وزرای منتقد مشائی پاسخی عملی درباره کیفیت حمایتش از مشائی داده است.
این در حالی است که وزرای کابینه نهم بامشاهده چنین اقدام توهین آمیزی در اقدامی هماهنگ دست به ترک جلسه هیات وزیران زده و موجبات ریاست مشائی بر صندلی های خالی را پدید می آورند!
ديروز نماز جمعه تهران از چهار سو مورد توجه بود. موافقان نتايج اعلام شده انتخابات رياست جمهوري معترضان به نتايج اعلام شده در داخل دوستان انقلاب و دشمنان انقلاب در خارج از كشور.
از اولين روز هفته گذشته اين چهار گروه انتظار كشيدند و گفتند و نوشتند و سرانجام جمعه 26 تير ماه فرا رسيد و چهره سرشناس انقلاب و نظام جمهوري اسلامي كه براي دوستان و دشمنان شناخته شده است و همه او را مرد بحران ها مي دانند بر كرسي خطابه قرار گرفت و با آرامشي كم نظير سخن آغاز كرد. هر چند در تمام روزهاي هفته و حتي تا اذان ظهر جمعه يعني زماني كه اظهارات طولاني و خلاف معمول سخنران قبل از خطبه ها پايان يافت همه ي آن چهار گروه با گمانه زني هائي همراه بودند و بعضي از آنها آنچه را در دل داشتند به زبان جاري كرده بودند و به قلم نيز آورده بودند لكن آنچه شنيدند با گمانه زني ها متفاوت بود.
دشمنان تفرقه ميخواستند ولي خطيب هوشيار جمعه از نياز شديد كشور و نظام جمهوري اسلامي به وحدت سخن گفت . شايد كساني انتظار داشتند خطيب جمعه سخنان تندي در حمايت از آنها بگويد و ديگراني هم بودند كه نگران بودند شماتت ها و سرزنش هائي را از جايگاه خطبه جمعه به خاطر عملكرد خود بشنوند. عده اي هم با نوعي محاسبه كه چندان هم دور از طبع آدميزاد نيست گمان مي كردند خطيب اين جمعه با استفاده از فرصتي كه به دست آورده از جفاهائي كه بر خود او رفت و تهمت هائي كه به او زده شد و نسبت هاي ناروائي كه از رسانه ملي و در فراگيرترين برنامه ها به او داده شد بگويد و گله كند و از خود دفاع نمايد...
خطيب جمعه اما روحي بسيار بزرگتر از آن داشت كه در چنين مقطع مهم و حساس تاريخي به مسائل شخصي بپردازد و گلايه هائي را كه از مدت ها پيش دارد به زبان بياورد. او عليرغم ناديده گرفته شدن حق قانوني و انكارناپذيري كه براي پاسخگوئي به اتهامات از طريق رسانه ملي دارد و از او دريغ مي شود خود را و حقوق شرعي و قانوني خود را ناديده گرفت و از مردم گفت . نه فقط از مردم معترض بلكه همه مردم كه با شركت در انتخابات رياست جمهوري وفاداري خود را به انقلاب در 30 سالگي آن نشان دادند و اين مشاركت عظيم و تاريخي را هنر اسلام و پيامبر گرامي آن دانست كه واسطه ميان خدا و مردم بود و هرگز در برابر مردم از زور و قدرت استفاده نكرد و راه قلدري حكومت هاي قبل از اسلام و دوران ظهور اسلام را بست و به مردم رسميت داد و اصالت مردم را به رسميت شناخت .
او شعار نداد بلكه راهكار ارائه داد. بايد جامعه ما از شرايط كنوني عبور كند و اعتمادها برگردد. دلسوزي براي نظام جمهوري اسلامي برخلاف كساني كه با چوب تكفير و برچسب هاي نفاق و وابستگي به بيگانگان بر پيشاني اين و آن چسباندن همه را طرد مي كنند به اينست كه همه به حساب آورده شوند سخن آنها شنيده شود مطالبات آنها بررسي گردد و با تكيه بر راهكارهاي عقلاني به آنها پاسخ قانع كننده داده شود. رمي و طرد و دشنام دادن و محارب دانستن و توصيه به اعمال اشد مجازات نسبت به معترضين راهكار حكيمانه اي نيست كه قابل طرح در منبر نماز جمعه و رسانه ها باشد. اين رسانه بزرگ ديني و ساير رسانه هائي كه به بركت انقلاب و نظام اسلامي در اختيار مسئولان و كارگزاران اين نظام و سخنوران و قلم به دستان اين جامعه اسلامي قرار دارند امانت هائي هستند براي آنكه در جهت تكريم انسان ها بكار گرفته شوند و راهي براي حل مشكلات پيش پاي مردم و مسئولان قرار دهند.
تكيه بر قانون و طي طريق براي مشكلات فقط در چارچوب هاي قانوني
ايجاد فضائي براي اينكه همه امكان مطرح ساختن نقطه نظرهاي خود را داشته باشند.
بالا بردن آستانه تحمل توسط همه نيروها
آزاد ساختن زندانيان براي گرفتن بهانه تبليغاتي از دشمنان
هم دردي با آسيب ديدگان و تفقد از آنها
ايجاد فضاي مناسب جهت فعاليت هاي مطبوعاتي در چارچوب قانون
ايكاش وضعيتي پيش نمي آمد كه نيازي به چنين راهكارهائي احساس مي شد اما اكنون كه شرايط حساس است بايد شيوه مرضيه پيامبر اكرم را در پيش گرفت كه رافت و رحمت و ملاطفت با مردم و به نظر آنها اهميت دادن است . خطيب جمعه تهران كه لحظه لحظه عمر خود را با نهضت امام خميني و انقلاب اسلامي سپري كرده و از استوانه هاي نظام جمهوري اسلامي است عميق و دقيق و حكيمانه سخن گفت و راهكار ارائه كرد. آيت الله هاشمي رفسنجاني نه فقط به عنوان رئيس مجلس خبرگان رهبري و نه فقط به عنوان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام بلكه با توجه به اينكه جان او با جان اين نظام و اين انقلاب گره خورده است و شناسنامه انقلاب است در اين خطبه حساس جمعه يكبار ديگر نشان داد كه انقلاب اسلامي و نظام برآمده از آن را از جان و حيثيت و همه چيز خود بيشتر دوست دارد و براي حفظ آن كه يادگار اسلام و امام است با تمام وجود به صحنه مي آيد و از آبروي خود مايه مي گذارد. خدا به كساني كه سالها تلاش كردند چهره اين روحاني مجاهد فداكار را بگونه اي ديگر نشان دهند انصاف عطا فرمايد و كساني را كه فريب اين بي انصاف ها را خورده اند از نعمت بصيرت بي نصيب نفرمايد.
به گزارش «فردا» از خبرگزاری ها، آیت الله هاشمی رفسنجانی در خطبه دوم نماز جمعه تهران سالروز شهادت امام موسی کاظم را تسلیت گفت و آرزو کرد خداوند ظلم مستکبران را از سر مظلومان برچیند .
وی با بیان اینکه مسلمانان چین روزگار سختی را می گذرانند گفت : من به دولت چین عرض می کنم انتظار می رود که بتواند در برابر مظالمی که بر این ملت می رود صبر و فکر کند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد: ما به دولت چین که آن را دولت عاقلی می دانیم نصیحت می کنیم که این به نفعشان است که با توجه به یک میلیارد و 600 میلیون مسلمان در دنیا منافع خود را در ارتباط با دنیای اسلام در نظر داشته باشد و ما از این پس شاهد چنین ظلمی بر مسلمانان در چین و هیچ کشور دیگر نباشیم.
وی در پی شعارهای مکرر "مرگ بر چین" حاضران در صحن دانشگاه تهران گفت: من به عنوان خطیب جمعه از شما خواهش می کنم شعار ندهید به خاطر شرایطی که می دانید در اینجا، اطراف این خیابانها و کل منطقه حاکم است خواهش می کنم شعار ندهید.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ما دولت چین را نصیحت می کنیم، با توجه به اینکه مسلمانان جهان نگران مردم مسلمان چین هستند و امیدواریم چین ملاحظه کند و ارتباط خود را با مسلمانان در نظر گیرد تا دیگر شاهد چنین ظلمی نباشیم. وی در ادامه سخنانش به موضوع انتخابات اشاره کرد و گفت : الحمد الله در انتخاباتی که شروع شد و تمام شد شروع خوبی داشتیم و رقابتهای خوبی آغاز شد. 4 نفری که مورد تایید شورای نگهبان بودند، به مردم امیدوار شدند ومردم حضور بی سابقه ای از خودنشان دادند.
آنگونه که می خواستیم نشد
آیت الله هاشمی رفسنجانی که در میان شعارهای پی درپی اجتماع حاضر در محل نماز جمعه سخن می گفت افزود : در این شرایط که همه چیز آماده و افتخار بزرگی برای کشور بود ، رکورد پای صندوقهای رای را خود مردم شکستند ای کاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت وامروز سربلندترین شرایط را دردنیا می توانستیم داشته باشیم ، نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد و لی متاسفانه آن گونه که می خواستیم نشد.
وی با اشاره به حضورش از 60 سال پیش تا امروز در همراهی با امام و انقلاب گفت: ما باید ببینیم انقلاب چه می خواست، وقتی پیشنهادی برای امام (ره) می آمد که از اسلحه و حزب استفاده شود، می گفتند شما ببینید مردم چه می خواهند و رسالت ما مردم است. مردم اگر با ما باشند ما همه چیز داریم.
رئیس مجلس خبرگان رهبری ادامه داد : این هنر بزرگ امام(ره) بود که موفق شدند. در کمتر از 20 سال مردم آنچنان آگاه شدند که در یکی دو سال آخر به خیابانها آمدند و همین خیابانهای حامی امام(ره) کمر دولت بسیار متکبر رژیم پهلوی را که از ارتجاع شرق وغرب کمک می گرفت و به خاطر بالا رفتن قیمت نفت هم انبار پولش پر بود ، ولی مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند.
وی خاطرنشان کرد: بعد ازانقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم وامام معتقد بودند حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود و اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود.
آیت الله هاشمی رفسنجانی به روایتی از سید بن طاووس اشاره کرد و گفت: خود حضرت علی می فرماید پیامبر در روزهای آخر عمر ( بعد از غدیر) به حضرت علی (ع) فرمودند که تو ولی امت هستی و چیزی است که خداداده است اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند و به شما این سمت را دادند و با اجماع ؛ اجماع نسبی است البته ؛ اگر دیدید جمع شدند دور شما ، شما بپذیر و متولی امر شو و کارهایشان را اصلاح کن ، ولی اگر دیدی که نیامدند و اختلاف افتاد بگذار هر کاری که می خواهند بکنند و خداوند بر تو راهی قرار خواهد داد.
وی با بیان اینکه ما در جمهوری اسلامی بنا شد بر اساس این تفکر کارکنیم، گفت: امام وقتی مهندس بازرگان را منصوب کردند هنوز بختیار دولت داشت، اما امام برای سپردن امور به دست مردم عجله داشتند. امام به مهندست بازرگان گفتند اولین ماموریت شما این است که دوره دولت موقت را کوتاه کنی و مجلس تشکیل دهی و قانون اساسی به تصویب برسد. امام نیز در تدوین قانون اساسی نقش مردم را تقویت کردند.
همه چیز کشور ما به رای مردم است
رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه از نظر قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است از رهبری تا رئیس جمهور، تا مجلس و شوراها و ... خاطر نشان کرد: جمهوری اسلامی تنها یک لفظ نیست، واقعیتی است که از ائمه و پیامبر اسلام به ما رسیده است و ما به آن اعتقاد داریم. اگر اسلام نباشد جمهوریت دچار مشکل می شود و اگر جمهوری نباشد اصلا حکومت قابل تحقق نیست، آنجا که رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست وبه همین دلیل حضرت علی (ع) 19 سال خانه نشین بود و مردم آمدند و به فرمایش حضرت علی(ع) مانند یال اسب گرد منزل ایشان جمع شدند و حضرت حکومت را پذیرفتند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی تاکید کرد: ما باید روز به روز این وضعیت را تقویت کنیم، اگر در این انتخابات مشکلاتی پیش نمی آمد ما بزرگترین گام را در راستای ارتقای جایگاه جمهوری اسلامی برداشته بودیم .
وی گفت مشکل از آنجا آغاز شد که درآستانه تبلیغات دچار تردید شدیم و افرادی تردید کردند، دلیل آن هم یا تبلیغات نادرست بود یا عملکرد نادرست صدا و سیما ، این تردید مثل خوره افتاد به جان ما ، امروز هم یک عده تردید ندارند قاطع ایستاده اند و بخشی هم که کم هم نیستند و بخش عالم جامعه ما را تشکیل می دهند تردید دارند و ما برای رفع این تردید باید کار کنیم.
دشمنان چشم طمع به کشور نبندند
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به اینکه هیچ کس از همه جریانات دلش نمی خواست این گونه شود گفت: همه ضرر کردیم و امروز ما بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم.وی خاطرنشان کرد : امروز باج خواهی دشمنان زیاد شده است و می خواهند این دستاوردهای عظیم را در هایتک و هسته ای از ما بگیرند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با بیان اینکه من هیچ گاه از این تریبون جناحی حرف نزده ام گفت: همه ما باید فکری کنیم که به صورت متحد کشور را به پیش ببریم و در عین حال از کینه ها نجات یابیم و همچنین کاری کنیم که دشمنان چشم طمع به کشور نبندند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه به طرح پیشنهاداتی پراخت و تاکید کرد که این پیشنهادات را با جمعی از اعضای خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام که معتمد هستند در میان گذاشته است وابراز امیدواری کرد که این پیشنهادات به کار بسته شود.
وی با بیان اینکه هدف مقدس ما باید بازگرداندن اعتماد به مردم باشد، گفت: همه ما، چه نظام، چه حکومت، دولت، مجلس و نیرو های نظامی و انتظامی و مردم به اصطلاح معترضان باید در چارچوب قانون حرکت کنیم و قانع هم باشیم که قانون هر چه شد اجرا کنیم اگر هم برخی از قوانین دل خوش ندارند باید بعدا سعی کنند قانون اجرا شود.
از فرصت 5روزه رهبری به شورای نگهبان، استفاده نشد
رئیس مجلس خبرگان رهبری در بخش دیگری از پیشنهاد خود با بیان اینکه تلاش برای بازگرداندن اعتماد روندی طولانی است و ظرف چند روز محقق نخواهد شد، گفت: باید فضایی ایجاد کنیم که همه طرفها بتوانند حرفشان را بزنند و البته این وظیفه صدا و سیماست و سایر رسانه ها هم وظیفه دارند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی افزود: متاسفانه از فرصت 5 روزه ای که رهبری به شورای نگهبان دادند که بیایید معترضین وعلما را جمع کنید وفکری بکنید استفاده نشد.
وی تاکید کرد: برای دور کردن خطر از نظام و حفظ بنای باشکوهی که امام پایه ریزی کرد باید این اقدامات را انجام دهیم و اگر راه برای مناظره و استدلال باز باشد شاید مشکلات حل شود.
نباید دشمنان به ما بخندند
امام جمعه موقت تهران در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد: لازم نیست این افراد را به این شکلی که الان هست در زندان داشته باشیم، آنها باید به خانواده های خود برگردند، نباید بگذاریم به خاطر زندانی بودن یک عده دشمنان برای ما نقشه بکشند و به ما بخندند.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین تصریح کرد: باید با آسیب دیدگان همدردی شود، هم به آنها تسلیت بگوییم و از آنها دلجویی کنیم و هم آنها را با نظام آشتی بدهیم.
وی تاکید کرد: باید با سعه صدر با رسانه ها برخورد کنیم و درحد قانون به آنها آزادی عمل بدهیم و بگذاریم یک فضای آرام انتقادی یا تاییدی به وجود آید.
چرا مراجع باید برنجند؟
آیت الله هاشمی رفسنجانی با بیان اینکه همه ملت در راه انقلاب و دفاع مقدس سرمایه گذاری کرده و جانباز و شهید داده اند، گفت: چرا باید طوری باشد که دیگران از راههای دور برای ما نسخه بپیچند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به اینکه مراجع ما همیشه پشتیبان ما بوده اند گفت: چرا باید برخی از آنها امروز برنجند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی در پایان سخنانش با ابراز امیدواری نسبت به اینکه یکپارچگی در کشور فراهم شود ، گفت : امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروعی در آینده باشد و بتوانیم از مشکلی که می توان نام بحران را روی آن گذاشت به خوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همراهی یک رقابت سالم باشیم ، هر کسی که مردم خواستند آن گونه باشد، امیدواریم همیشه با همین روحیه در صحنه باشیم.
خطبه اول؛ ویژگی اصلی حکومت اسلامی، وحدت مردم است
رئیس مجلس خبرگان رهبری در خطبه اول نمازجمعه امروز تهران این اجتماع را مشابه نمازهای جمعه برگزار شده در ماههای نخستین انقلاب که به امامت آیت الله طالقانی و با حضور جمع زیادی از مردم با سلایق مختلف برگزار می شد، خواند و گفت:سیره پیامبر اکرم (ص) و ویژگی اصلی حکومت اسلامی وحدت مردم است .
به گزارش «فردا»، آیت الله هاشمی رفسنجانی در آغاز خطبه های نماز جمعه امروز تهران گفته بود: قبل از اینکه خطبه های نماز جمعه را آغاز کنم توصیه ای به نمازگزاران عزیز دارم و آن این است که مواظب باشید جایگاه نماز جمعه و قداست نماز جمعه با اظهارها و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: نمازجمعه امروز بی شباهت به نماز های جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و حضرت آبت الله طالقانی در جمع زیادی از مردم از تمام سلیقه ها سخنرانی می کردند، نیست.
آیت الله هاشمی رفسنجانی خاطر نشان کرد: امیدواریم از این جمعیت امروز بتوانیم برای آینده بهتر کشورمان و اهداف انقلاب اسلامی که حرکت در مسیر راهی است که پیامبر اکرم نشان دادند، بهره بگیریم .
وی با اشاره به آیات پایانی سوره توبه درباب ویژگیهای شخصیتی پیامبراکرم (ص)به تبیین معیارهای اسلامی و اصولی اسلامی پرداخت و تاکید کرد که احساس می شود دشمنان در صددند صلاحیت مدیریت اسلام را زیر سئوال ببرند.
رئیس مجلس خبرگان رهبری با اشاره به بیعت 70 قبیله با پیامبر اکرم پیش از هجرت ایشان به مدینه گفت که شما در این بیعت وظایف متقابل حکومت و مردم را با هم می بینید.
وی ساختن مسجد در مدینه بلافاصله پس از هجرت را نشانه تاکید پیامبر بر وجود پایگاهی برای ارتباط با مردم خواند و گفت: از آن به بعد مردم گروه گروه با پیامبر بیعت می کردند مردم شرط خود را می گفتند و پیامبر هم دیدگاه خود را می فرمودند و نتیجه آن شد که زمینه حکومت اسلامی پیامبر در مدینه شکل گرفت.
آیت الله هاشمی رفسنجانی اساس حکومت اسلامی را " خدا" و" مردم" و راه ارتباطی آنها را "حضرت پیامبر" خواند و گفت: سر و کار مردم نه با زور بود و نه با قدرت بلکه با مردم بود و ویژگی کار پیامبر ایجاد وحدت میان مردم بود.
وی به تلاش پیامبربه ایجاد وحدت بین مردم مدینه با تصویب پیمان نامه اشاره کرد وگفت: وحدتی مثال زدنی درمدینه به وجود آمد و کار دیگر مهم پیامبر پیمان برادری میان مردم و فرق و ادیان و احزاب مختلف بود که مدینه را ظرف 7-8 سال از شهرکی کوچک به پایگاهی تبدیل کرد که به امپراتوری های بزرگ دنیا تنه می زد.
خطیب نمازجمعه تهران با بیان اینکه شیوه حکومتی که پیامبر (ص) آورد سابقه نداشت تاکید کرد که مبنای شکل گیری سازمانی مدینه النبی حرکت بر مسیر اخلاق و دانش محوری بوده است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی با اشاره به سوره علق تاکید اسلام به دانش ورزی وعلم را یاد آور شد و بر ضرورت پرهیز از غرور در این مسیر تاکید کرد.وی گفت: در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که خداوند به قلم قسم بخورد؟ اما خداوند در قرآن می فرمایند آیا آنها که می دانند و آنها که نمی دانند برابرند؟ امام جمعه موقت تهران ادامه داد: آخرین حرکت پیامبر درچند ساعت باقیمانده عمرشان بسیار آموزنده بود که پیامبر به مسجد آمدند و گفتند اگر وعده ای داده ام وعمل نکرده ام و اگر طلبی دارید بگویید که قیامت سخت است.
آیت الله هاشمی رفسنجانی گفت: چنین شخصیتی مبنایی را بنیان گذاشت که ما امروز یک میلیارد و ششصد میلیون نفر را شیفته این دین می بینیم. وی در بخش دیگری از سخنانش درخطبه اول نماز جمعه تهران به موضوع وحدت اشاره کرد و گفت: خداوند با نعمت خود دلهای مردم را پیوند داد و اگر کفران کنید این نعمت از دست می رود.
رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در این راستا به آیاتی چند از کلام الله مجید اشاره کرد و گفت: خداوند آن جامعه متحد عظیم را ساخت اما در روزهای آخر عمر احساس کردند که جامعه دارد به سمت تفرقه می رود.
وی با اشاره به واقعه غدیر گفت: پیامبر دید از هر جا وحدت ایجاد می کند می بیند عده ای به دنبال هوی و هوس خود تفرقه ایجاد می کنند.
آیت الله هاشمی رفسنجانی به نگرانی حضرت محمد (ص) از این تفرقه و درد دل ایشان با خفتگان قبور بقیع اشاره کرد.
وی با اشاره به الگوگیری انقلاب اسلامی از حکومت پیامبر (ص) تاکید کرد باید از این سرمایه عظیم نگهداری کنیم.
هر چند تحلیل ها در این باره متفاوت است اما سکوت یک سیاستمدار که مدتی است به شدت زیر فشار رسانه ای و تبلیغاتی گروهی سیاسی قرار دارد و روز به روز بر این فشارها افزوده می شود ، سبب می شود مردم زیادی کنجکاوانه بخواهند دلایل این سکوت را بدانند .
اين روزها همه بيشتر در جستوجوي شنيدن سخنان مردي هستند كه ترجيح داده كمتر سخن بگويد. اين روزها اكبر هاشميرفسنجاني، سياستمدار 75 ساله نظام اسلامي بيشتر از آنكه سخن بگويد، در ديدارهاي گوناگون صرفا سخنان را ميشنود و به تجزيه و تحليل يافتههاي خود از جانب جناحها و گروههاي متفاوت ميپردازد.
هرچند گفته ميشود در جلسه اخير مجمع تشخيص مصلحت نظام هاشميرفسنجاني نظراتي را درباره انتخابات دهم و وقايع پس از آن ارائه كرده است ولي در خروجي خبرگزاريها تنها به 3 بند از بيانيه مجمع اشاره شد كه در آن بر ضرورت "تمكين به قانون" و "رسيدگي دقيق به اعتراضها" تاكيد شده بود. هاشمي همچنين در ديدار با خانوادههاي شهداي هفتمتير كه هر سال در دفتر رئيس مجمع تشخيص مصلحتنظام برگزار ميشود از ظهور جريان فتنه در تحولات اخير نام برد؛ عبارتي كه هم طرفداران محمود احمدينژاد و هم طرفداران هاشميرفسنجاني آن را براي برجسته كردن در رسانههاي خود برگزيدند ولي هاشمي باز ترجيح داد اين عبارت در ابهام و ايهام باقي بماند.غيبت آيتالله هاشميرفسنجاني در خطبههاي نماز جمعه تهران نيز كنجكاوي درخصوص سكوتش را دوچندان كرد. اهميت رويدادهاي انتخاباتي پس از آن بهقدري بود كه انتظار مردم را براي ورود رجال سياسي بالا برد؛ بهگونهاي كه بعد از خطبه تاريخي و ماندگار مقام معظم رهبري در نماز جمعه همگان چشمانتظار تحليل شفاف و جامع مرد شماره 2 نظام اسلامي يعني هاشميرفسنجاني هستند.
بهويژه كه هاشميرفسنجاني درحالحاضر هم رئيس مجلس خبرگان رهبري است كه وظيفه قانوني و شرعي نظارت بر عملكرد رهبري را برعهده دارد و هم رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام است كه مهمترين و عاليترين نهاد مشورتي براي مقام رهبري محسوب ميشود اما اگر هاشمي در اين منصبها هم نبود همچنان مرد شماره 2 نظام اسلامي بود زيرا از ميان ياران كليدي بنيانگذار جمهوري اسلامي يعني آقايان طالقاني، مطهري، بهشتي، باهنر، منتظري، موسوياردبيلي، هاشميرفسنجاني و آيتالله خامنهاي برخي در قيد حيات نيستند و بعضي در گوشه عزلت بهسر ميبرند و آيتالله خامنهاي و هاشمي در واقع مديريت عالي نظام را برعهده دارند و رابطه اين دو نيز همانگونه كه هاشمي بارها گفته رابطه عاشق و معشوق است؛ رابطهاي ديرينه كه به تعبير مقام معظم رهبري به 50 سال ميرسد و از جنبههاي عاطفي، دوستي، مبارزاتي، سياسي و ايدئولوژيكي برخوردار است.
هاشميرفسنجاني هرچند سياستمداري مصلحتخواه و عملگرا خوانده ميشود ، ولي بر 2 موضوع تعصب انقلابي دارد؛ يكي اصل بقا و دوام نظام جمهورياسلامي و ديگري نقش محوري ولايتفقيه در اين نظام سياسي.
بهنظر ميرسد اين روزها و شبها هم دغدغه اصلي هاشمي حل بحران پس از انتخابات با ملاحظه 2 اصل مذكور است. هاشمي در جستوجوي راه برونرفتي است كه هم نظام جمهوري اسلامي با حفظ چارچوبهاي اصيل انقلاب اسلامي و آرمانهاي امام راحل استمرار يابد و هم جايگاه رفيع ولايتفقيه از جانب دشمنان و معاندان و برخي دوستان نادان آسيب و خدشهاي پيدا نكند.
اين آرمانگرايي هاشميرفسنجاني آنقدر ارزش و احترام دارد كه مقام معظم رهبري در بحرانيترين روزهاي پس از انتخابات دهم رياستجمهوري در نماز جمعه تهران با رساترين واژهها از نقش تاريخي هاشمي در نهضت اسلامي، انقلاب و نظام جمهوري اسلامي ستايش كند و بهرغم هجمه سنگين تبليغاتي مخالفان هاشمي كه عمدتا حولوحوش محمود احمدينژاد سامان يافتهاند از پاكدستي، ايثارگري و مديريت و تدبير هاشمي در سالهاي اخير ياد كنند كه حكايت از وجود زاويهاي مشترك بين نظرات ايشان و هاشمي داشت كه البته براي آگاهان و نخبگان بحث معلومي بود. اما نكته مهم و كليدي آن است كه اين زاويه، قابليت تحليلهاي كژانديشانه و برداشتهاي سوء داخلي و خارجي را ندارد. هاشميرفسنجاني مرد رفع بحرانهاي خلقالساعه و مديريت منازعات و اختلافات داخلي و خارجي است و از همينرو نام او با جمهوري اسلامي گره خورده زيرا جمهورياسلامي نيز همواره با بحرانهايي روبهرو بوده است كه ريشه در بنيادهاي ارزشي و ملي انقلاب اسلامي دارد؛ انقلابي كه خواستار ايجاد نظمي نوين در سياست و ارائه الگويي جديد از دولت است و چنين انقلابي و نظام بزرگي همواره نيازمند مردان و رجال سياسي بزرگ است.
شهید مظلوم آیت الله دکتربهشتی در اجلاس دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی همراه با جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مقامات دولتی از جمله معاونان وزارتخانهها در حال تبادل نظر با یکدیگر در زمینه مشکلات کشور بودند. حادثه هفتم تیر شش روز پس از عزل بنیصدرخائن از ریاست جمهوری و یک ماه قبل از فرار وی و مسعود رجوی خائن، سرکرده سازمان منافقین(به اصطلاح مجاهدین خلق) به فرانسه صورت گرفت.
سه روز قبل از وقوع این حادثه، محمدجواد قدیری خائن، عضو کادر مرکزی سازمان منافقین(به اصطلاح مجاهدین خلق) و طراح اصلی انفجار مسجد ابوذر به دوستان خود با اطمینان خبر داده بود که «روز هفتم تیر» کار یکسره خواهد شد. او روز ششم تیر نیز مجدداً به بعضی متهمان دستگیر شده سازمان تأکید کرده بود که فردا یعنی روز هفتم تیر 1360، کار نظام اسلامی تمام است. در جلسه روز هفتم تیر پس از تلاوت آیاتی از کلامالله مجید و اعلام برنامه، شهید بهشتی، سخن را آغاز کرد. بحث روز درباره تورم بود اما عدهای از حاضران مجلس خواسته بودند که راجع به انتخابات ریاست جمهوری نیز بحث شود.
عامل انفجار هفتم تیر، فردی خائن ومنافق به نام محمدرضا کلاهی، دانشجوی دانشگاه علم و صنعت بود که پس از پیروزی انقلاب به سازمان منافقین(به اصطلاح مجاهدین خلق) پیوست و با حفظ این عضویت، ابتدا پاسدار کمیته انقلاب اسلامی خیابان پاستور شد و بعد با هدایت سازمان، به داخل حزب جمهوری اسلامی راه پیدا کرد. او در حزب ارتقا یافت و مسؤول دعوتها برای کنفرانسها و میزگردها و جلسات شد ضمن آنکه مسؤول حفاظت حزب نیز شد. او بمب را با کیف دستی خود به داخل جلسه حزب جمهوری اسلامی واقع در نزدیکی چهارراه سرچشمه تهران انتقال داد و دقایقی قبل از انفجار از ساختمان حزب خارج شد.
در فاجعه هفتم تیر علاوه بر شهید مظلوم آیتالله دکتربهشتی، رئیس دیوانعالی کشور، 72 نفر دیگر از جمله 4 وزیر، چند معاون وزیر، 27 نماینده مجلس و جمعی از اعضای حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسیدند. امام خمینی(ره) در پیامی که به این مناسبت انتشار دادند، فرمودند: «این کوردلان مدعی مجاهدت برای خلق، گروهی را از خلق گرفتند که از خدمتگزاران فعال و صدیق خلق بودند.» امام(ره) تأکید کردند: «بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار چشم دشمنان اسلام بود».
روحشان شاد،راهشان پررهرو ویادشان گرامی باد
1- تحكیم مبانى اعتقادى شیعه.
2- اقدام به تصحیح باورهاى ناصواب و نادرست كه در عقاید مسلمانان راه یافته بود و نقد و زیر سوال بردن اندیشههاى انحرافى و خرافات وارد شده در جامعه اسلامى .
3- گسترش و سرعت بخشى به فرهنگ فقهى اسلام و احكام شریعت .
4- اصلاح روشهاى اجتهاد و استنباط احكام دینى و مبارزهى سرسخت با روشهاى غلط و ناصواب.
5- پرداختن به تربیت شاگردانى كه بتوانند در مباحث فقه و كلام و اخلاق و مسائل اجتماعى اظهار نظر نموده و صاحب نظر و صاحب راى باشند و از كارآمدى لازم برخوردار باشند.
6- هدایت و رهبرى شیعه در راهیابى به اندیشههاى ناب اسلامى و احیاى اسلام ناب محمدى(صلى الله علیه و آله).
7- حفظ و حراست از جمعیت و سازمان و تشكیلات شیعه از خطر فنا و نابودى، چرا كه حاكمان اموى در صدد انهدام كامل شیعه و حذف تشیع از تاریخ بودند.
از آنجا كه مبناي اين نوشته پرداختن به اين حادثه و شعارهاي مطروحه تند و غير اسلامي در آن است، با كمال اعتذار از ساحت آيت الله هاشمي و با كمال خجلت از دوستان بيشمار ايشان، به ناچار تنها يكي از شعارهايي كه هواداران رييس اين جمهور! نسبت به مردي كه پنجاه سال مبارزه او در راه اعتلاي اسلام و ايران بر دوست و دشمن پوشيده نيست، بر زبان راندند و به طور زنده و غیر زنده هم از صداوسيما پخش مي شد را در اين نوشته بياورم.
به دليل اينكه نمي خواهم اين نوشته به درازا بكشد و موجب ملال خاطر خوانندگان ارجمند را فراهم آورد، از پرداختن به بعضي پرسشها از هواداران رييس جمهور مانند اينكه آيا آقاي هاشمي در اين انتخابات پشتيبان مهندس موسوي بوده يانه و اگر بوده به عنوان يك شهروند حق حمايت از نامزد مورد نظر خود را داشته يا نه و در اينصورت آيا آنگونه كه در مناظره موسوي و احمدي نژاد ديديم مي بايست به دليل اين جانبداري مورد سرزنش ايشان و هوادارانش قرار گيرد يا نه، خودداري مي كنم.
آيا پخش اين شعارهاي ضداسلامي و حرمت شكن از رسانه ملي نسبت به كسي كه از رهبري حكم مسوليتي به اين مهمي دارد و مشاور ارشد رهبري در همه امور است، توهين به ساحت و حريم رهبري نيست؟ گيرم هواداران ريیس اين جمهور! ندانند عملا با سردادن شعار اكبر شاه، به رهبري كه به چنين فردي مسوليت داده اهانت كرده و مي كنند و خواهند كرد. اما آيا رسانه ملي بايد اين شعارهاي غير اسلامي عده اي محدود را براي ميليونها بيننده داخلي و خارجي پخش كند؟
جالب اينكه اين رسانه ملي! لابد در راستاي احقاق حقوق شهروندان! در يك حركت خندهدار در برنامه بيست و سي شبكه دو یکشنبه شب در خبري چند ثانيه اي بدون نام بردن از هاشمي و كساني كه به آنها آشكارا اهانت شد، از اينكه در پخش برنامه زنده مراسم ميدان ولي عصر تهران به كساني!! اهانت شده عذر خواهي كرد و به خيال خام خود مساله را تمام شده دانست! آيا از رييس اين جمهور توقع اين نبود كه هواداران خود را از توهين به بزرگان نظام منع نمايد؟
آياپخش مستقيم اهانتهاي آشكار به هاشمي و موسوي در چند دقيقه، در يك برنامه زنده با يك عذر خواهي چندثانيهاي در شبكه اي ديگر بدون نام بردن از كساني كه به آنها توهين شده قابل مقايسه است؟ از اين همه ستمي كه نه بر هاشمي بلكه بر جريان اصيل انقلاب و..مي رود، به كي و كجا مي توان پناه برد؟ مجلس محترم شوراي اسلامي در برابر اين ستمهاي آشكار چرا از خود عكس العملي نشان نمي دهد؟

در مقطع حساس کنونی، نامه تاریخی آیات و حججاسلام بهشتی، موسوی اردبیلی، خامنهای، باهنر و هاشمی در بهمن ماه 58 و نیز نامه هاشمی رفسنجانی در بهمن ماه 59 در خصوص تحرکات بنیصدر، به امام منتشر میکند.

محضر مقدس رهبر و استاد عظیمالشأن امام خمینی دام ظله الظلیل
چه خوب بود ضرورتی برای نوشتن این مطالب در این شرایط نبود، اما معالاسف پس از بحث و بررسی، تذکر ندادن را گناه تشخیص دادیم و تذکر دادن را وظیفه و لذا برخلاف میل و احساس و به حکم عقل و مسئولیت، موارد زیر را به اختصار به نظر شریف میرسانیم:
1- با تحلیل منطقی و تجربه میدانستیم و میدانیم، پذیرفتن مسئولیتهای بزرگ (مخصوصاً اجرایی) در چنین شرایطی، خواهی نخواهی سقوط اعتبار انسان را به همراه دارد و در مقابل، انزواگزیدن و گاهی انتقاد و اظهار نظر کردن، آسایش و اعتبار میآورد و انسان را خالی از هوا و دلسوز جلوه میدهد.
2- به امر شما و با تشخیص و احساس وظیفه، پیش از ورود شما به ایران و پس از تشریف فرمائیتان، خطیرترین مسئولیتها را پذیرفتم و با اتکا به اعتماد عمیقی که از جانب شما احساس میکردیم تا امروز با پشتکار و تصمیم خللناپذیر ادامه دادیم و هنوز هم به همان امر و تکلیف و اعتماد تکیه داریم.
3- پیش از پیروزی و بعد از آن و امروز معتقد بودیم و هستیم که نظام اسلامی در ایران بدون پشتوانهای از تشکیلات مذهبی-سیاسی تضمین دوام ندارد و به همین جهت با مشورت با جنابعالی و جلب موافقت و گرفتن وعده حمایت غیرمستقیم از شما، با همه گرفتاریها از همان روزهای اول پیروزی، مسئولیت تأسیس «حزب جمهوری اسلامی» را به عهده گرفتیم و در ماههای اول موفقیتهای چشمگیری به دست آوردیم.
4- دشمنان و مخالفان، به عمق و عظمت اقدام پی بردند و برای تضعیف حزب و رهبران حزب دست به کار شدند. غرب و شرق در خارج و راستی و چپیها و بعضی از خودمانیها در داخل، عملاً در این خصوص هماهنگ گردیدند؛ کار را با ترور اشخاص و شخصیتها شروع کردند و هنوز هم کشتنها و پخش شایعات و رواج دادن اتهامات ادامه دارد.
5- تبلیغات گمراهکننده آنها موقعی کارگر شد که بعضی از نزدیکان و منتسبان به بیت جنابعالی با آنان همصدا شدند. گرچه تأییدات گاه بیگاه شما و روابط رسمی ما با حضرتعالی از اثر این اقدامات میکاست و در مقابل سکوت ما به خاطر مراعات مصلحت انقلاب و نداشتن فرصت بررسی و دفاع هم از عوامل جرأت و پیشرفت آنان بوده و هست.
6- موفقیت «حزب جمهوری اسلامی» در انتخابات مجلس خبرگان و تدوین قانون اساسی که امید غیرمذهبیها را به کلی از بین برد، از عوامل تشدید مبارزات مخالفان ما است.
7- حذف «حزب جمهوری اسلامی» از جریانات انتخابات ریاستجمهوری که با مقدمات حسابشدهای پیش آمد، مخالفان را جری و امیدوار کرد و تلاشها را مضاعف کردند.
خیلی بعید است که انتشار نامه آقای میرزاعلی آقاتهرانی که در آن ما را متهم به قدرتطلبی از طرق نامشروع و خیانت و به طور مبهم به همکاری با آمریکا و امیرانتظام میکرد و در ظرف یک هفته در سراسر کشور، حتی روستاها و خارج کشور پخش گردید، بیارتباط با جریانات قبل و بعد و همراه حذف حزب از انتخابات باشد.
8- چند روزی که کسالت جنابعالی اعلام نشده بود، نامهها و تلگرافهایی از طرف افراد و گروهها در جراید خطاب به شما منتشر شد که از شما تقاضا داشتند، نظرتان را نسبت به اظهارات آقای تهرانی بیان فرمایید و شما بیخبر از تقاضای مردم بودید و مردم بیاطلاع از بیماری شما و سکوت شما را دلیل بر رضایت میگرفتند و تبلیغ میکردند. و ما نه میتوانستیم خبر بیماری جنابعالی را به مردم بدهیم و نه روا میدانستیم که به طرف مقابل مثل ایشان حمله کنیم و حتی همان مختصر جوابمان به اندازه انکار تهمت، بر روحمان سنگینی میکرد، زیرا دشمنان میخندیدند و تحریک میکردند و مردم خوندل میخوردند و مأیوس میشدند.
9- پخش شایعاتی حاکی از خشم امام نسبت به حزب جمهوری اسلامی و به ما در چنین شرایطی اوج گرفت و هیچ چیز نبود که بتواند کذب شایعات را ثابت کند و بلکه اظهارات برادر و نوه و داماد و افراد دیگر از نزدیکان شما، محیط را برای پذیرش شایعات آمادهتر کرد.
10- در تمام مدت غیبت صغرای شما، حتی یک خبر از رسانههای جمعی پخش نشد که نشان ارتباط و علاقه شما به ما باشد و حتی از ذکر نام ما پنج نفر در خبر آمدن شورای انقلاب به قم برای انتقال شما به تهران که مسئولیت آن را به عهده گرفته بودیم، جلوگیری شد. و در مقابل به کرات اخبار و صحنههایی حاکی از ارتباط رقبای حزب [جمهوری اسلامی] با شما پخش گردید. حتی در چنین شرایطی که مردم به خاطر بیماری شما سخت تأثیرپذیر بودند، شایعهسازان ما را از عوامل کسالت شما معرفی میکردند و ما غیر از سکوت اقدامی نداشتیم.
11- دستور جنابعالی در خصوص حمایت از رئیسجمهور منتخب که کاملاً به جا و لازم بود ما خود بدان معتقد و پایبندیم، مورد سوءاستفاده در جهت پیشبرد اهداف خاصی قرار گرفت و میگیرد و ما در شرایطی نبوده و نیستیم که بتوانیم جلوی سوءاستفاده را بگیریم، زیرا هرگونه اظهار و عمل مستقلی برای جلوگیری از انحراف به عنوان کارشکنی و تخلف از دستور امام و قدرتطلبی معرفی میشود و متأسفانه این خطر به طور جدی وجود دارد که انتخابات مجلس شورای ملی، تحت تأثیر همین جو ناسالم منجر به انتخاب شدن افرادی که تسلیم رئیسجمهورند بشود و از داشتن مجلسی مستقل و حافظ اسلام در مقابل انحراف احتمالی مجریان، محروم گردیم.
12- طرح «کنگره وحدت» برای انتخابات که تبلیغات یک جانبه، آن را مصداقی برای اجرای دستور امام در مورد همکاری با رئیسجمهور، ادعا میکند و حمایت بیپرده و صریح برادر و بعضی از منسوبان بیت شما از آن، این ادعا را تقویت مینماید، وسیلهای برای به مجلس رفتن افرادی خواهد شد که به عاقبت آن خوشبین نمیتوان بود و مخصوصاً با توجه به این که رئیسجمهور بارها گفته است که اگر مجلس با من هماهنگ نباشد، ایران منفجر خواهد شد و یا من کنار میروم که میخواهند مجلس تابع ایشان باشد و نه ایشان تابع مجلس.
13- در شرایطی اینچنین که هرگونه تلاش ما برای جلوگیری از انحراف در محتوای اسلامی انقلاب، اتهام قدرتطلبی به همراه دارد (چیزی که با همه وجود از آن تنفر داریم) چگونه میتوان انتظار داشت که ما در جهت حفظ راه انقلاب نقش خودمان را ایفا نماییم.
14- از این که تحت تأثیر عوامل خارج از اراده و خواست خود مسئولیت کمتری به عهده داشته باشیم، ممکن است ناخرسند نباشیم، ولی از این که انقلاب اسلامی به این آسانی و سادگی برخی از وسائل (هرچند ناچیز) تضمین محتوای اسلامی خود را از دست بدهد، نمیتوانیم نگران و ناراحت نشویم.
15- ای کاش افرادی که اثر قابل توجه در برانگیختن این جریانات داشته و دارند، بتوانند مسئولیت عظیمی را که تا به امروز بر دوش ما بوده، به عهده بگیرند و یا لااقل ما مطمئن شویم که خود جنابعالی به صلاحیت آنان ایمان دارید و به عواقب آن خوشبین هستید که تشخیص و درک شما – که صحت آن را آزمودهایم – میتواند برای ما، مایه آرامش باشد.
16- خلاصه: علائم تکرار تاریخ مشروطه به چشم میخورد. متجددهای شرقزده و غربزده علیرغم تضادهای خودشان با هم در بیرون راندن اسلام از انقلاب همدست شدهاند (نمونه جلسهای که از مذهبیهای چپگرا و محافظهکاران غربگرا یا ملیگرا برای همکاری در مقابله با حزب جمهوری اسلامی در انتخابات اخیر تشکیل شده بود.)
احتمال این که روال موجود مانع تشکیل مجلس شورای اسلامی احتمالی گردد که جنابعالی بدان دلبستهاید و امیدوارید بتواند نارسائیها و کمبودهای رئیسجمهور را جبران کند، قابل توجه و تکلیفآور است.
ما به امید این که رهبریهای پیامبرگونه آن امام عزیز و عظیم، بتواند نگرانیهای ما را از آینده مرتفع کند، در این موقع – که اگر خیلی سرنوشتساز نبود، مزاحمتان نمیشدیم – بخشی از گفتنیها را به عرضتان رساندیم و بقیه را به زمانی موکول میکنیم که جنابعالی آماده شنیدن باشید.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
محمد حسینی بهشتی – عبدالکریم موسوی [اردبیلی]- سیدعلی خامنهای – محمدجواد باهنر- اکبر هاشمی
28/11/1358
بسم الله الرحمن الرحیم
امام و رهبر و مرجع تقلید عزیز و معظم
به نظر میرسد در ملاقاتهای معمولی، به خاطر کارهای زیاد و خستگی جنابعالی، فرصت کافی برای طرح و بحث مطالبی اساسی که داریم به دست نمیآید، ناچار چیزهایی که تذکرش را وظیفه تشخیص میدهم تحت عنوان: «النصیحه لائمه المؤمنین» در این نامه بنویسم؛ خواهم میکنم توجه فرمایید و در ملاقات بعدی جواب لطف کنید:
1- یک سال پیش از انتخابات ریاستجمهوری نامهای به خدمتتان نوشتیم که نسخهای از آن، ضمیمه این نامه است. شما در بیمارستان قلب بستری بودید و ملاحظه حال شما مانع تقدیم نامه گردید، خواهش دارم، اول آن نامه را ملاحظه نمایید و سپس این یکی را.
2- احساس میکنم که روابط و ملاقاتهای ما با جنابعالی، صورت تشریفاتی به خود میگیرد و محدودیتهایی در طرح و بحث مطالب – من جمله خوف از این که جنابعالی موضعگیری سیاسی و رقابت تلقی کنید – به وجود آمده و من خائفم که این حالت خسارتبار باشد.
3- تبلیغات متمرکز مخالفان – که از مقام رسمی و تریبونهای رسمی در رل مخالف و اقلیت سخن میگویند- و نصایح کلی و عام جنابعالی و سکوت و ملاحظات ما که علل موضعگیریها را روشن نکردهایم، وضعی به وجود آورده که خیلیها خیال میکنند ما و طرف ما بر سر قدرت اختلاف داریم و دو طرف را متساویاً مقصر یا قاصر یا... میدانند. ما برای حفظ آرامش نمیتوانیم مطالب واقعی خودمان را بگوییم و جنابعالی هم صلاح ندانستهاید که مردم را از ابهام و تحیر در آورید.
خود شما میدانید که موضع نسبتاً سخت مکتبی امروز ما، دنباله نظرات قاطع شما از اول انقلاب تا به امروز است، بعد از پیروزی معمولاً ما مسامحههایی در اینگونه موارد داشتیم و جنابعالی مخالف بودید، اما نظرات شما را با تعدیلهایی اجرا میکردیم؛ شما اجازه ورود افراد تارکالصلوه یا متظاهر به فسق را در کارهای مهم نمیدادید، شما روزنامه آیندگان و... تحریم میکردید، شما از حضور زنان بیحجاب در ادارات مانع بودید، شما از وجود موسیقی و زن بیحجاب در رادیو تلویزیون جلوگیری میکردید؟ همینها موارد اختلاف ما با آنها است. آیا رواست که به خاطر اجرای نظرات جنابعالی ما درگیر باشیم و متهم و جنابعالی در مقابل اینها موضع بیطرف بگیرید؟ آیا بیخطر بودن و آسایش طلبی را میپسندید؟ البته اگر مصلحت میدانید که مقام رهبری در همین موضع باشد و سربازان خیر و شر جریانات را تحمل کنند، ما از جان و دل حاضر به پذیرش این مصلحت هستیم، ولی لااقل به خود ما بگویید. آیا رواست که همه گروه دوستان ما به اضافه اکثریت مدرسین و فضلای قم و ائمه جمعه و جماعات و... در یک طرف اختلاف و شخص آقای بنیصدر در یک طرف و جنابعالی موضع ناصح بیطرف داشته باشید؟ مردم چه فکر خواهند کرد؟ و بعداً تاریخ چگونه قضاوت میکند؟
4- ما جایز نمیدانیم که میدان را برای حریف خالی بگذاریم و مثل بعضی از همراهان سابق، قیافه بیطرف بگیریم و به اصطلاح جنتمکان و بیآزار و زاهد جلوه کنیم، به خاطر حفاظت از خط اسلامی انقلاب در صحنه میمانیم و از مشکلات، مخالفتها و تهمتها نمیهراسیم و به صلاحیت رهبری جنابعالی ایمان داریم، ولی تحمل ابهام در نظر رهبر برایمان مشکل است. مگر این که بفرمایید، همین ابهام صلاح است. احتمال این که این ابهام در رابطه با خطوط سیاسی و فکری جاری و خطی که در ارتش تعقیب میشود، آثار نامطلوبی در تاریخ انقلابمان بگذارد، وادارم کرد به عنوان وظیفه روی این مطالب، صراحت و تأکید داشته باشم و امیدوارم مثل همیشه این جسارت را ببخشید.
5- قبل از انتخابات ریاستجمهوری، به شما عرض کردیم که بینش آقای بنیصدر مخالف بینش اسلاف فقاهتی است که ما برای اجرای آن تلاش میکنیم و اکنون هم بر همان نظر هستیم و شما فرمودید ریاستجمهوری مقام سیاسی است و کاری دستش نیست؛ امروز ملاحظه میفرمایید که چگونه در کار کابینه و... میتواند کارشکنی کند و چگونه با استفاده از مقام، مجلس و دولت و نهادهای انقلابی را تضعیف میکنند و ما فقط میتوانیم دفاع کنیم؛ چون تضعیف متقابل را با گفتن نواقص رئیسجمهور صلاح نمیدانیم و همان دفاع هم مشاجره تلقی میشود و بحث مورد مخالفت جنابعالی قرار میگیرد و آتشبس میدهید و خودتان هم دفاع لازم را نمیفرمائید که: اختلاف دو بینش است که یک طرف مصداق اسلامش غضنفرپور و سلامتیان و سعید سنجابی و طرف دیگر رجایی و گنابادی و منافی و موسوی و... میباشند.
در خصوص جنگ و فرماندهی ارتش، مطالب و احتمالات زیادی داریم. فرماندهی به خاطر ناهماهنگی و وحشت از نیروهای خالص اسلامی، مایل است نیروهای غیراسلامی را در ارتش حاکم کند – که منافع مشترک پیدا کردهاند- و نیروهای خالص دینی را یا منزوی و یا منفصل نماید. خلبان شیرودی که سمبل ایمان و شجاعت و تلاش است، در پادگان ابوذر به من میگفت که امروز ایمان میجنگد نه تخصص و میخواهند دست مؤمنان را کوتاه کنند، ایشان همراه و همرزم خلبان شهید کشوری و خلبان شهید آشوری است. وحشت داشت و به من گفت پیامش را به شما بگویم و ضبط هم شده؛ احتمال این که مدیران جنگ به علل سیاسی طالب طولانی شدن جنگ باشند، وجود دارد و این احتمال تکلیفآور است. احتمالاً آقای بنیصدر به منظور تضعیف دولت و شاید –بعضیها هم باشند- برای اجرای منویات آمریکا و... مخصوصاً کمبود مهمات و اسلحه قابل توجه است. در این مورد لازم است، جنابعالی سریعاً فکری بفرمایید و بهتر است در یک جلسه طولانی و محرمانه با دوستان مورد اعتماد ارتشی نظیر صیادشیرازی، نامجو، سلیمی، شیرودی و... با حضور ماها در خدمتتان بحث و تصمیمگیری شود.
7- ما «حزب جمهوری اسلامی» را با مشورت با شخص جنابعالی و گرفتن قول مساعدت و تأیید غیرمستقیم – من شخصاً در مدرسه علوی با شما در این باره مذاکره کردم – تأسیس کردیم و با توجه به این که قانون اساسی، تعداد احزاب را پذیرفته فکر میکنیم یک حزب اسلامی قوی برای تداوم انقلاب و حکومت اسلامی ضرورت دارد و جنابعالی هم روزهای اول در تهران و قم مکرراً تأیید فرمودید – ممکن است فعلاً فراموش کرده باشید – و اکنون اعتبار حزب از نفوذ شما تغذیه میشود –غیرمستقیم- ولی رنگ حمایت از روزهای اول کمتر شده. میل داریم لااقل در جلسان خصوصی نظر صریحی بفرمایید. اگر مایلید ما حزب را کنار بگذاریم، ما را قانع کنید و اگر لازم میدانید که حزب بماند باید جور دیگری عمل بشود و اگر همین گونه که عمل میفرمایید، مصلح است ما را قانع کنید تا ما با هم دوستان حزبی را قانع کنیم.
8- اینجانب که جنابعالی را مثل جانم دوست دارم و روی زمین کسی را صالحتر از شما سراغ ندارم، گاهی به ذهنم خطور میکند که تبلیغات و ادعاهای دیگران شما را تحت تأثیر قرار داده و قاطعیت و صراحت لازم را –که از ویژگیهای شما در هدایت انقلاب بوده- در موارد فوقالذکر ضعیفتر از گذشته نشان میدهید، بسیاری از مردم هم متحیرند که چرا امام قاطع و صریح در این مسائل سرنوشتساز صراحت ندارند. خدای نخواسته اگر روزی شما نباشید و این تحیر بماند، چه خواهد شد؟ واقعاً و حقاً ما انتظار داریم در مقام رهبری و مرجع تقلید اگر تعدیلی در شیوه حرکت ما لازم میدانید صراحتاً امر بفرمایید که مطیعیم؛ ما انتظار نداریم که نصایح ذو وجوهی از رسانههای جمعی بشنویم، احضار کنید و امر بفرمایید.
9- آخرین مطلب – که در ترتیب مطالب جایش اینجای نامه نیست- این که ما پس از پیروزی آقای بنیصدر برای این که ایشان خیالشان از جانب ما راحت باشد، ایشان را به ریاست شورای انقلاب برگزیدیم و به جنابعالی پیشنهاد نیابت فرماندهی کل قوای ایشان را دادیم که سریعاً تصمیم بگیرند و کار کنند، اما ایشان به اینها هم قانع نشد و مرتباً کمبودها را متوجه ما میکرد و میگفت: «من میخواهم کار کنم ولی نمیگذارند» در مرکز قدرت بود و دیگران را مقصر معرفی میکرد و امروز هم میبینید نقش اقلیت مخالف را. پس چه باید کرد؟ با سپاس و معذرت
اکبر هاشمی
25/11/1359
مردم ايران اسلامي در شب چهاردهم خرداد، سالگرد ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني (ره) شاهد يكي از نادرترين صحنه هاي سوال برانگيز تاريخ انقلاب بودند!
در حاليكه يكي از ويژگيهاي رئيس جمهور محترم كشورمان، پايبندي به اصول وارزشهاي اسلامي واحياي شعارهاي منطبق با گفتمان امام وانقلاب است، مردم ما شاهد ذبح شدن ارزشها ومتهم شدن يادگاران انقلاب اسلامي در دادگاه يكسويه بودند!
ميزگرد مناظره انتخاباتي به عنوان صحنه اي براي به تصوير كشاندن رقابت شفاف نامزدها به عنوان تابلو دمكراسي حكومت اسلامي و نمايش توانمندي دولتمردان ايراني در مقابل ديدگان افكار عمومي دنياست، اما مردم شاهد محو شدن اخلاق سياسي و برهم زدن قواعد رقابت بودند.
1- تن دادن به قواعد بازي در رقابت هاي انتخاباتي را به عنوان يك اصل، براي همه گروهها و اشخاص، ضروري مي دانيم و مراتب نگراني خود از محو شدن اخلاق سياسي وارزشهاي اسلامي در فضاي سياسي كشور ابراز مي داريم.
2- اصل برگزاري مناظره را فارغ از نحوه اجراي آن، مقرون به فايده و آگاهي بخش ارزيابي مي كنيم و ضمن تقدير از رسانه ملي، ناتواني دست اندركاران در هدايت اصولي روند برنامه و ممانعت ار انحراف سمت و سوي گفتگو به مواضع اتهام و افترا، را يكي از دلايل وقوع اين اتفاق مي بينيم.
3- ايراد اتهامات اثبات نشده به افراد را دور از شان رئيس جمهور محترم و اقدامي نسنجيده ارزيابي مي كنيم، اما بر اين نكته تاكيد داريم كه واكنش ها در مقابل چنين اتفاقاتي نبايد منجر به ناديده گرفتن تلاش 4 ساله رئيس جمهور در موضع گيريها شود، به دليل اينكه تخريب رئيس جمهور در واقع تخريب تماميت نظام است و زمينه سوءاستفاده دشمنان از اين اتفاق داخلي را فراهم مي سازد.
4- طرح ديدگاههاي غير مسئولانه همراه با ادعاهاي شعاري و بي اساس تحريك آميز، رسانه هاي همسو با دولت را كه به تشديد ماجرا كمك مي كند را به مصلحت رئيس جمهور نمي دانيم و تاييد نمي كنيم.
5- شخصيتهاي انقلابي و ماندگاري كه هدف بي مهري و اتهام رئيس جمهور قرار گرفتند را از ذخاير ارزشمند انقلاب مي دانيم و آنها را به خويشتن داري در مقابل هر نوع واكنش متقابل كه منجر به تضعيف وحدت ملي شود دعوت مي كنيم تا انتخابات در فضايي آرام وباشكوه برگزار شود و قضاوت در همه موارد را به مردم و تاريخ بسپاريم.
در پايان با يادآوري اين نكته مهم كه هزينه هاي هر نوع عكس العمل كانديداها و حاميانشان به نظام اسلامي تحميل مي شود، مردم عزيز را به تعمق و دقت در انتخاب اصلح و حضور باشكوه در انتخابات دعوت مي كنيم.
به گزارش«فردا» در همین باره علیرضا بهشتی، مشاور میر حسین موسوی پیش بینی کرده که تنها 4 چهره شاخص از سوی شورای نگهبان تایید صلاحیت خواهند شد و احتمال اینکه یکی از کاندیداها هم به نفع دیگری کناره گیری کند، وجود دارد. او رقیب اصلی موسوی را هم احمدی نژاد دانسته است.
اسماعیل گرامی مقدم اما معتقد است به جز چهار کاندیدای مطرح( موسوی، کروبی، احمدی نژاد و رضایی) اکبر اعلمی هم رجل سیاسی است و باید تایید صلاحیت شود. او اما پیش بینی می کند که 4 نفر در مرحله اول انتخابات رقابت کنند و انتخابات به مرحله دوم می رسد و برای اولین بار آقای احمدی نژاد رئیس جمهوری باشد که یک دوره ای خواهد بود.
عبدالحسین روح الامینی، مشاور سیاسی محسن رضایی هم می گوید که 4 نفر تایید می شوند ولی به نظر می رسد 3 نفر در نهایت با هم به رقابت خواهند پرداخت. از نظر دبیر کل حزب توسعه و عدالت، از بین آقای کروبی یا میرحسین یکی به نفع دیگری کناره گیری خواهد کرد.
محمود احمدی از حامیان احمدی نژاد هم به «تهران امروز» می گوید همین چهار کاندیدای مطرح تایید صلاحیت می شوند اما رقابت بین سه نفر خواهد بود. او احتمال می دهد که محسن رضایی از انتخابات کناره گیری کند و مهدی کروبی چون با انصاف تر است، رقیب اصلی احمدی نژاد است.
این حامی احمدی نژاد در حالی پیش بینی کرده رضایی کناره گیری می کند، که امروز یکی از رسانه های مکتوب رضایی در سرمقاله خود به احمدی نژاد پیشنهاد داده از انتخابات انصراف دهد
او معتقد بود، زندان درگيري بين وجدان با اصولي است که پيروي از آنها باعث سرافکندگي خواهد بود. همه مردم باوجدان و کساني که ميانديشند و احساسات عميق دارند، در تمام کشورها دچار چنين کشاکشي هستند. بايد به قوانين دور از عدالت اعتراض کرد و عارضه آن يعني زندان را پذيرفت. کسي که نتواند به ظلم و استبداد اعتراض کند، نميتواند براي نيل به جامعه دلخواه، مؤثر باشد.
اين مقدمه را از اين رو نوشتم که از جنابعالي بپرسم: آيا دوران بازداشت و دادگاه و زندان حضرتعالي، براي نيل به کدام يک از اهدافي که در بالا اشاره شد، بود؟
گفتهايد که مهمترين چالش رئيسجمهور، کسري بودجه 44 هزار میليارد توماني است، آيا صادقانه فکر ميکنيد به خاطر خروج از برنامه بيست ساله با کسري بودجه فوق مواجه شدهايم واقعا اين طور فکر ميکنيد؟ نرخ تورم 25 درصد و بيکاري 12 درصد، يک شبه زاييده شده است؟ جدا فکر ميکنيد واردات برنج، روغن، شکر و علوفه موجب رکود در توليد داخلي شده است؟
بيانصافي است اگر نفرماييد دولت نهم، ابرهاي بارانزا را از فضاي ايران به ديگر کشورها فرستاده است تا موجبات خشکسالي را فراهم کند و اصلا فکر نکنيد که بخش عمدهاي از توليدات گندم به نزولات آسماني بستگي دارد.
فرمودهايد از 30 هزار ميليارد تومان مطالبات معوقه بانکها، تنها سه هزار مليارد تومان آنها داراي وثيقه است، حتما حضرتعالي که به صورت مطالبات معوقه بانکها دسترسي داريد، ميدانيد که مطالبات معوقه، مربوط به سالهاي پس از سررسيد يا عدم پرداخت تعهدات ميباشد که قاعدتا مربوط به بيش از سه سال ميشود که با توجه به مماشات بانکها، بعضا به بيش از 12،10 سال رسيده است.
حال که حضرتعالي به اين اطلاعات دست يافتهايد، کاش براي مخاطبان خود توضيح ميداديد که اين مطالبات معوق بدون وثيقه و سررسيد گذشته، متعلق به چه سالهايي است و چند تن از دانهدرشتهاي آن را نام ميبرديد.
فرمودهايد، کارنامه دولت نهم معلول قانونگريزي است، نفرماييد که حضرتعالي سراسر عمر پرتصدي خود را با قانون سپري کردهايد.
و من درماندهام از اين همه قانونمداري شما!
فرمودهايد، در گزارشهاي تفريغ بودجه سال 85 و 86، فساد مالي گسترده به تصوير کشيده شده که حاصل تصميمات غيرکارشناسي و هزينهاي دولت است. متأسفانه باز هم دانسته براي منافع خود قلم ميزنيد چون بعيد ميدانم از شما که از هيچ، همه چيز براي خود ساختهايد و تصاوير شما نيز گوياي آرامش خيال امروز و فرداي شماست، کاري به بندگان خدايي که هشتشان گرو نهشان است، داشته باشيد.
اميدوارم از اين هشت و نه به دولت 8 و 9 نرسيد!
چگونه ميشود برحسب فرمايش شما و بر مبناي تفريغ بودجه در سال هاي 85 و86 هم گوياي فساد مالي گسترده بوده و هم حاصل تصميمات غيرکارشناسي و هزينهاي دولت، ظاهرا حضرتعالي بين تصميمات غيرکارشناسي و هزينهاي با فساد مالي گسترده، تفکيکي از نظر محتوايي قائل نيستيد.
فرمودهايد که بسياري از مطالبات فعلي، از توقعات مردم نبوده و عرق ملي مردم در 30 سال گذشته بسيار بيشتر از مسئولان فعلي است. البته بهتر بود ميگفتيد بعضي مسئولان خودمحوري که همه چيز را براي خودشان ميخواستند.
بندههاي خدا اين مردم که شما از آنها نام ميبريد مصائبي مثل بيکاري بيشتر از 12 درصد و نرخ تورم بيشتر از 50 درصد را تحمل کردند. فراموش نکردهايم که شما با ورود به شهرداري تهران، چه گلي به جمال اين طبقه داراي عرق ملي زدهايد!
البته اميدواريم شما رفاه امروز خود را مديون اين طبقه ندانيد و به مطالبات معوق بانکها نيز ربط ندهيد، به سوناميهاي اقتصادي نيز مرتبط نکنيد، به عدم دسترسي مديران اين مملکت به پنجههاي پرفتوت خود و دوستانتان نيز وصل نکنيد. به خاطر خدا برويد يک صورت از مديران دوران خود تهيه کنيد و ببينيد کجا بودند و به کجا رسيدند؟ حالا براساس اينکه تاريخ دروغ نميگويد و برداشتهاي ما ديگر عاطفي نيست، خوب فهميدهايم که تورمهاي پديد آمده اگر براي بسياري از افراد جامعه مصيبت بار بوده، براي فرصتطلبان همه چيز آورده است.
شما اخیراً اعلام کردید در صورت پیروزی در انتخابات به دنبال سیاست تنش زدایی با غرب خواهید بود. چگونه می خواهید این رویکرد را با آمریکا دنبال کنید در حالی که سازشی برسر برنامه هسته ای ایران وجود ندارد؟
به نظر من تنش زدایی، اصل و مبنای ایجاد اعتماد بین ایران و سایر کشورهاست. تصور می کنم گفتمان اخیر که بین فناوری هسته ای و سلاح های اتمی تفکیک قائل می شود یک گفتمان خوب است. هرچه این تمایز بین فناوری و سلاح مورد تاکید بیشتر قرار گیرد احتمال تنش زدایی بالاتر خواهد بود.
اگر شما رئیس جمهور شوید ایران با تعلیق غنی سازی اورانیوم موافقت خواهد کرد؟
ادامه مطلب...
کمک به نیازمندان غیرخودی
جوانمردی اهلبیت علیهمالسلام تا آن اندازه بود که علاوه بر پیروان خود، حتی به محرومان و نیازمندان مخالف خود نیز کمک میکردند. محمّد بن علی بن ابراهیم بن موسی بن جعفر علیهالسلام گفته است: زمانی به تهیدستی مبتلا شدم و زندگی برایم بسیار سخت شد. در این حال بودم که روزی پدرم گفت: نزد حضرت عسکری علیهالسلام برویم؛ زیرا مردم او را به جوانمردی و کرم توصیف میکنند. محمّد میگوید به پدرم گفتم: او را میشناسی؟ گفت: نه! راه که میرفتیم، پدرم گفت: کاش حضرت عسکری علیهالسلام پانصدر درهم برای من بدهد تادویست درهم آن را صرف پوشاک و دویست درهم را صرف پرداخت بدهیها و صد درهم دیگر را هم برای مخارج زندگی به مصرف برسانیم. من هم با خودم گفتم: کاش سیصد درهم نیز به من میدادند تا صد درهم را برای پوشاک و صد درهم را برای مخارج زندگی و با صد درهم دیگر مرکبی تهیه میکردم! وقتی به حضور امام عسکری علیهالسلام ، رسیدیم، از پدرم پرسیدند چرا تاکنون نزدما نیامدهای؟ پدرم عرض کرد با این وضع خجالت میکشیدم خدمت برسم محمد میگوید: وقتی خواستیم مرخص شویم، همان مقدار پول که آروزیش را داشتیم، حضرت به ما دادند... به پدرم که «واقفی» بود و امامت حضرت عسکری علیهالسلام را قبول نداشت گفتم آیا دلیلی روشنتر از این برای امامت حضرت عسکری علیهالسلام میخواهی؟ علی بن ابراهیم گفت، این آیینی است که من به آنعادت کردم و مثل گذشته «واقفی» ماند، اما امام علیهالسلام با این حال، از بخشیدن مال به او خودداری نفرمود.
جوانمردی در بخشش
گاه، برخی ـ به طمع پول بیشتر ـ نزد امامان معصوم به دروغ، اظهار فقر و نداری میکردند، اما با این حال، معصومین علیهمالسلام آنها را محروم نمیکردند. اسماعیل بن محمد عباسی گفته: روزی بر سرراه حضرت عسکری علیهالسلام نشستم. چون آن حضرت نزدیک شدند، از جای خود برخاستم و از فقر و تنگدستی خود، به آن حضرت شکایت کردم و حتی قسم خوردم که مالی ندارم. امام علیهالسلام فرمودند: چرا به خدا قسم دروغ میخوری، در حالی که خبر دارم دویست دینار در فلان جا ذخیره کردهای؟ آن گاه امام علیهالسلام فرمودند: البته این را نگفتم که از دادن پول به تو خودداری کنم و به غلام خود فرمودند: صد دینار پول از دارایی ما به این شخص بده! سپس به من فرمودند: ولی هنگامی که نیاز به آن دویست دینار پیدا کردی، خودت ازآن محروم خواهی شد. وقتی سراغ آن دویست دینار رفتم، دیدم پیش از من، فرزندم آن پولها را برداشته و خرج کرده است.
مقدمه: انسان، از نخستين سال هاي زندگي اجتماعي، زماني که از راه شکار و گردآوري خوراک هاي گياهي روزگار مي گذراند، متوجه بازگشت و تکرار برخي از رويدادهاي طبـيعي، يعني تکرار فصول شد. زمان يخ بندان ها موسم شکوفه ها، هنگام جفت گيري پرندگان و چرندگان را از يکديگر جدا کرد. نياز به محاسبه در دوران کشاورزي، يعني نياز به دانستن زمان کاشت و برداشت؛ فصل بندي ها و تقويم دهقاني و زراعي را بوجود آورد. نخستين محاسبه فصل ها، بي گمان در همهً جامعه ها، با گردش ماه که تغيـيـر آن آسانتر ديده مي شد، صورت گرفت. و بالاخره نارسايي ها و ناهماهنگي هايي که تقويم قمري، با تقويم دهقاني داشت، محاسبه و تنظيم تقويم بر اساس گردش خورشيد صورت پذيرفت. سال در نزد ايرانيان همواره داراي فصل نبوده، زماني شامل دو فصل : زمستان ده ماهه و تابستان دو ماهه بوده؛ و زماني ديگر تابستان هفت ماه ( از فروردين تا آبان) و زمستان پنج ماه ( از آبان تا فروردين ) بوده، و سرانجام از زماني نسبتاً کهن به چهار فصل سه ماهه تقسيم گرديده است. گذشته از ايران: "سال و ماه سغدي ها، خوارزمي ها، سيستان ها در شرق و کاپادوکي ها و ارمني ها در مغرب ايران، بدون کم و زياد همان سال و ماه ايراني است".
ادامه مطلب...
اسلام به عنوان آخرين و كاملترين دين الهي براي نجات بشريت از گمراهي و جهل، توسط پيامبراكرم(ص) به بشريت عرضه شد. اما از آنجا كه روشنگري و آگاهي بخشي آن موجب ميشد تا مردمان از بردگي خلاصي يابند، همواره دشمنان دين براي نابود كردن آن تلاش كرده و با انواع ترفندها، از آغاز نبوت پيامبر تا امروز قصد داشتند با ايجاد تفرقه بين مسلمين از اشاعه و رشد اسلام جلوگيري نمايند. در اين ميان مهمترين و بزرگترين دست آويز مخالفان حقيقت، بحث شيعه و سني و اختلاف ميان اين دو مذهب از مسلمانان است. بنابراين لزوم حفظ وحدت ميان مسلمين از جمله اموري است كه همواره از سوي بزرگان و رهبران مذهبي مسلمان مورد توجه قرار گرفته است.
حقيقت مفهوم «وحدت» و به عبارت صحيحتر «اتحاد» آن است كه با حفظ عقايد قطعي و مسلم خود، در مقابل دشمن مشترك موضع واحدي داشته و از او غافل نباشيم.[1] شهيد مطهري(ره) قائل است وحدت اسلامي متوقف بر اين نيست كه فرق و مذاهب از ميان برود.[2]
ادامه مطلب...
اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حكم تو ذرات در سجود
اى میر عسكرى لقب اى فاطمى نسب
آن را كه نیست مهر تو از زندگى چه سود
علمت محیط بر همه ذرات كاینات
فیضت نصیب، بر همه در غیب و در شهود
تاریخ تابناك حیاتت، گر اندك است
بر دفتر مفاخر اسلامیان فزود
عیسى دمى و پرتو رأى منیر تو
زنگار كفر از دل نصرانیان زدود
این افتخار گشته نصیبت كه از شرف
در خانه تو مصلح كل دیده برگشود
اى قبله مراد كه در بركة السّباع
شیران به پیش پاى تو آرند سر فرود
قربان دیده اى كه به بزم تو فاش دید
جاى قدوم عیسى و موسى و شیث و هود
قرآن ناطقى تو و قرآن پاك را
الحق مفسّرى، ز تو شایسته تر نبود
دشمن بدین كلام ستاید ترا كه نیست
در روزگار، چون تو به فضل و كمال و جود
شادى به نزد مردم غمدیده نارواست
جان ها فداى لعل لبت كاین سخن سرود
مدح شما، ز عهده مردم برون بود
اى خاندان پاك كه یزدانتان ستود
از نعمت ولاى شما خاندان وحى
منّت نهاد بر همگان، خالق و دود
اى پورهادى، اى حسن العسكرى ز لطف
بپذیر، از «مؤید» دلخسته این درود
مؤید
سیادت، تجسم رأفت و رأفت مجسم، حضرت ثامن الحجج
علی بن موسی الرضا علیه السلام،راتسلیت عرض می کنم
هنگامی که حضرتش این جهان فانی را وداع گفت اعراب که به سختی جهان خارج از قوم و قبیله شان را می شناختند سر از خواب غفلت برداشته و به فتح جهان چشم دوخته بودند؛ اعرابی که بسیاری از آنان خواندن و نوشتن نمی دانستند و برای حفاظت از میراث فرهنگی قوم خود به حافظه نیرومندشان امیدوارتر بودند تا به کتاب و کاغذ و قلم، 80 سال بعد از وفات پیامبر اکرم(ص)، در خاک اسپانیا با مسیحیان می جنگیدند و در آن سامان مسجد و مدرسه می ساختند.
نکات بسیاری را می توان به عنوان میراث فرهنگی و عقیدتی پیامبر عظیم الشان برشمرد که هر کدام از این موارد خود به تنهایی محور تحقیقات، کتب و رسالات فراوان بوده است و خواهد بود. با این حال، یکی از مهم ترین نکاتی که شاید در بسیاری از مواقع نادیده گرفته شده باشد آرامش و صبوری پیامبر(ص) در برخورد با سختی ها و مشکلات و نکته سنجی ایشان در برخورد با مخالفان بود. با اندک تاملی در تاریخ صدر اسلام می توان دریافت که مشکلاتی که بر سر راه پیامبر(ص) قرار گرفتند، بی سابقه و نیز تکرارناشدنی است. رفتار ایشان در برابر کفار که بسیاری از آنان اقوام و نزدیکان آن حضرت بودند، نشان می دهد صبر و تحمل و نیز درک درست از شرایط روزگار اگر مبتنی بر احترام متقابل باشد سرسخت ترین دشمنان را نرم می سازد. نمونه مناسب این رفتار را می توان در برخورد پیامبر(ص) با ابوسفیان یافت که به رغم دشمنی حیرت انگیز با ایشان، در نهایت در برابر اسلام سر فرود آورد.
ما مسلمانان که خود را پیرو آیین پاک محمد می دانیم باید دین خود را به آیین پاک و پیامبر بزرگوارمان ادا کنیم و بر این اساس، رفتار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما می تواند آینه عقاید و افکار ما باشد. تاریخ زندگانی حضرت محمد(ص) نشان می دهد ارزش ها و اهداف چگونه باید در زندگی ما با یکدیگر تلفیق شوند بدون آنکه یکی دیگری را قربانی کند. درک درست از شرایط روز و مقتضیات زمانه، لزوماً به معنای قربانی کردن ارزش ها نیست. از سوی دیگر پایبندی به ارزش ها به این معنا نیست که فنا را بر بقا ترجیح و خوشبختی و سعادت را بی هیچ ارزش و فایده ای از کف بدهیم. شاید به دلیل عدم درک درست از این مساله است که بسیاری ناکامی در پیشرفت در ابعاد مادی را به گردن ارزش ها و عقاید اسلامی می اندازند و بسیاری نیز به دلیل ناتوانی در حفاظت از ارزش ها، دستاوردهای مادی بشر و علوم مختلف را ناکارآمد و مقصر می شمارند.
بر این اساس، مسلمان راستین می تواند پیامبر اکرم(ص) را الگوی خود قرار دهد و زندگانی دنیوی و اخروی خود را سامان بخشد. امید است مردمان و زمامداران مسلمان در این راه موفق باشند.
|
باز دلم خون شد و چشمم گریست |
|
آنکه درین روز چون من نیست کیست؟ |
|
بــاز دگــر بــاره رســیــد اربــعــیــن |
|
جـــوش زنــد خـون حـسـیـن از زمـیــن |
|
غـرق تـلاطـم شـده بـحـر مـحـیــط |
|
یــک سـره درد اسـت بـسـاط بـَسـیـط |
|
شـد چـهـلـم روز عــزای حـسـیــن |
|
جــان جــهــان بـــاد فـــدای حــسـیــن |
